شعر عاشقانه شاملو نداریم،ولی شعرهای شبیه اون…آره
حرف ها دارم اما … بزنم یا نزنم ؟
حرف ها دارم اما … بزنم یا نزنم ؟
من تو را در چالشی از عشق دعوت میکنم
حس نا آرام خود را با تو قسمت میکنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میکنم
هر چه دارم جز همین دفترچه ی شعر و قلم
در کناری میگذارم با تو خلوت میکنم
واژه ها گر در حضورت رنگ خود را باختند
با کلامی ساده در عشقم سماجت میکنم
رشوه خواهم داد خورشید طلایی را به زور
تا نبیند صورتت را چون حسادت میکنم
یا تو میمانی پس از امشب کنارم سالها
یا نمیمانی و من با غصه عادت میکنم
ای پلنگ ِبی قرار امشب مرا آرام کن
بلبل ، آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو ، تمنائی هست
رد شد از کوچه ی ما، خانهی ما ریخت بهم
یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم
خواستم چشم هایت را از پشت بگیرم
شعر نو کوتاه منبع : سوری فانبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟