برچسب شراره درشتی

اسباب زحمت 1404

داستان این مجموعه با نگاهی طنزآمیز به سبک زندگی و روابط انسانی، داستان چند کارگر باربری را روایت می‌کند که با حضور در منازل و اماکن مختلف برای اسباب‌کشی، ناخواسته وارد ماجراها و موقعیت‌های متفاوت و گاه چالش‌برانگیز می‌شوند؛موقعیت‌هایی که هر کدام بستری برای پرداختن به مسائل اخلاقی و خانوادگی فراهم می‌کند.

شهر قشنگ 1385

این سریال داستان تاجری میباشد كه به سراغ كیمیاگری به نام اجمی مجی‌جان می‌رود. او از این كیمیاگر می‌خواهد به او معجونی دهد تا عمرش طولانی شود. هر چه اجمی مجی‌جان به او اصرار می‌كند كه عمر دست خداوند است، این تاجر به حرف‌های او توجه نمی‌كند و اكسیری از وی گرفته و می‌نوشد و همین مساله باعث می‌شود او به یك قورباغه تبدیل شود. این جادوگر به شرطی حاضر می‌شود اكسیر تبدیل‌شدن تاجر قورقوری به انسان را بدهد كه او تا پایان عمر كار بدی مرتكب نشود.

عاقبت نقدفروشی، عاقبت نسیه فروشی 1377

آقای باروتی و مرحمتی دو مغازه دار دیوار به دیوار هستند که یکی مغازه لوازم صوتی و تصویری دارد و نقد فروشی است و دیگری عطاری دارد، نسیه فروش می‌باشد. این دو دوست هر بار با ماجراهایی مواجه می‌شوند که در محل کارشان رخ می‌دهد.

زیر آسمان شهر 3 1382

بهروز و همسایگان در یک خانه جدید زندگی می کردند که به علت تازه ساخت و دگرگونیهایی تخلیه شد. غلام شش لول بند و مهتاج نیز به خانه جدیدی رفتند و دوست داشتند همسایگان را نیز به آن طرف ببرند. هر قسمت از این فیلم، داستان جداگانه ای بود که به صورت طنز به نمایش در می آمد …

روزهای زندگی 1377

این مجموعهٔ تلویزیونی، دربارهٔ یک استاد دانشگاه است که به تازگی دکترای خود را در رشته «جامعه‌شناسی» از دانشگاه فرانکفورت دریافت کرده و به ایران بازمی‌گردد و مشغول تدریس در دانشگاه می‌شود، اما…

آخرین روز ماه 1389

بهروز که مردی کلاهبردار و حقه باز است، به یکباره حادثه ای عجیب در زندگی اش رخ می‌دهد. او در امروز گرفتار می‌شود و هر کاری می‌کند فردا نمی‌آید…

پدرخوانده 1384

داستان این مجموعه در سه بخش اتفاق می‌افتد. بخش اول مربوط به آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی تا سال ۱۳۳۸ و ملی شدن صنعت نفت است. همچنین بخش دوم نیز روایتگر ماجراهای سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۰، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید سید روح‌الله خمینی، قانون کاپیتولاسیون و دوران نخست وزیری اسدالله اعلم و امیرعباس هویدا است.

فردا دیر است 1377

دکتر سارا عابدینی به اتفاق یکی از اساتید قدیمی خود یک مرکز مشاوره درمانی تأسیس می‌کند. به تدریج یک مددکار اجتماعی به نام حبیب بابایی و دختر جوانی به نام شیرین به عنوان منشی مرکز در آنجا مشغول به کار می‌شوند. بیمارانی که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند و مشکلاتی که در زندگی شخصی دارند چهارچوب اصلی این مجموعه را تشکیل می‌دهد و …