برچسب شراره درشتی

اکسیر 1398

سریال “اکسیر” روایتگر ماجراهای جذاب پیرامون یک خانواده زنجانی است. برای “اکبر” بسیار سنگین است که خانواده “فرهمند” مراسم عقد دخترش را به هم می زنند چون “نگار” بخاطر تصادف پایش می لنگد. “اکبر” از صنعتگران مس زنجان به خاطر اوضاع وخیم بازار با پیشنهاد دوست دوران دبیرستانش “جمشید” وارد بحث واردات می شود که سر از قاچاق مس در می آورد در این فرآیند “اکبر” در فضاهائی حضور می یابد که ناخواسته وارد داستان اعتیاد می گردد. در این میان “پارسا” هم دانشگاهی “نگار” شیفته نجابت و نبوغ او می شود این دو از دانشجویان دانشگاه علوم پایه که از معتبرترین دانشگاههای جهانی است هستند. اما “مادر پارسا” به دنبال آن است که “شهرزاد” دختر دائی وی را به عقد پسرش در آورد و “پارسا” نمی داند این مسئله را چگونه با مادرش در میان بگذارد…

بانکی ها 1382

«بانکی ها» قصه یک خانواده و اقوام آنهاست که نام خانوادگی همه آنها «بانکی» است و همگی در یک بانک خصوصی مشغول به کار هستند...

دفترخانه شماره 13 1388

داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.

بله برون 1382

عزت بخشنده، پيرمرد هفتاد ساله اي است كه وضع مالي بسيار خوبي دارد، صاحب پنج فرزند دختر شده كه دو دخترش را از دست داده و بقيه ي دخترانش ازدواج كرده اند. دامادهاي آقا عزت، گرچه آدم هاي با شخصيت و خوبي به نظر مي رسند اما از نظر مالي شرايط ناگواري دارند و عزت با حمايت همسرش شوكت تصميم دارد بخشي از دارايي خود را به دخترها و دامادهايش بدهد تا بلكه در زنده بودنش خوشحالي آن ها را ببيند. در جلسه اي كه براي تنظيم وصيت نامه و تقسيم اموال برگزار مي شود، بين دامادها بر سر ارثيه درگيري شديدي پيش مي آيد. عزت كه وضع را چنين مي بيند وصيت نامه را پاره مي كند و همه را از خانه اش مي راند. پس از چند ماه عزت كه دچار يك بيماري سخت شده بار ديگر با تشويق همسرش گناهان دامادهايش را مي بخشد و مجدداً تصميم به تقسيم ارثيه بين آنان مي گيرد، اما هنگامي كه عزت مي خواهد وصيت نامه را امضا كند، حال شوكت به هم مي خورد و زماني كه به پزشك مراجعه مي كنند، با شگفتي از موضوع حامله بودن شوكت آگاه مي شوند كه باعث مي شود تقسيم ارثيه بار ديگر به تعويق بيفتد، اين در حالي است كه سارا و سامان، دو نوه ي عزت، نامزد هستند و هر بار ازدواج آن ها به دليل امضا نشدن وصيت نامه به تعويق مي افتد و همه ي اميد و آرزوي آن ها براي ازدواج كردن به امضاي اين وصيت نامه بستگي دارد. از طرفي، دامادهاي خانواده كه مي فهمند مادرزنشان حامله است از ترس اضافه شدن ورثه ي تازه سعي مي كنند كاري كنند كه بچه ي شوكت خانم سقط شود. اما همه ي نقشه هايشان در اين راه، ناكام مي ماند و در اين مسير بلاهاي مختلفي سرشان مي آيد. پس از مدتي در آزمايش سونوگرافي معلوم مي شود شوكت خانم سه قلو حامله است و هر سه فرزندش هم پسر هستند. بچه ها به دنيا مي آيند و عروسي سارا و سامان هم برگزار مي شود.

شاخه گلی برای عروس 1383

سلطان علي دل در گرو دختري به نام آزيتا دارد و هدفش ازدواج با او است. سلطان علي در توافقي با منوچهر دايي او، قول داده اگر اين ازدواج سر بگيرد، در عوض زمين هايش را در روستا به منوچهر مي فروشد. از طرفي آزيتا كه دختري ثروتمند است، مردي به نام سعيد را دوست دارد. وقتي كه سلطان علي پي به اين مسأله مي برد به منوچهر اصرار مي كند تا درباره سعيد تحقيق كند و مراسم خواستگاري را به هم بزند. منوچهر پي مي برد كه سعيد قبلاً ازدواج كرده و باعث مرگ فرزندش شده و به لحاظ اخلاقي هم آدم درستي نيست. اصرار منوچهر به خواهرش و آزيتا درباره هويت سعيد سودي ندارد. التبه او به واسطه پول هايي كه سعيد به او مي دهد از او حمايت مي كند. سلطان علي كه پي به اهداف منوچهر برده تصميم مي گيرد خود راز سعيد را پيش آزيتا برملا كند. او به ترفندي پي به زندگي گذشته سعيد مي برد و روزي كه سعيد و همسر قبلي اش در پارك پيش هم نشسته اند و صحبت مي كنند به هواي مصاحبه با خبرنگاري غربي از آن ها فيلم تهيه مي كند. سعيد نيز كه سماجت هاي سلطان علي را مي بيند در صدد است هرچه زودتر آزيتا را به عقد خود درآورد و زمين هاي او را به نام خود كند. سلطان علي فيلم سعيد و همسرش را به آزيتا نشان مي دهد اما منوچهر مي گويد كه اين فيلم ساختگي است و زن از سلطان علي پول گرفته تا نقش بازي كند. آزيتا كه دچار عذاب وجدان شده قبول مي كند تا به عقد سعيد دربيايد و زمين ها را به اسم او كند، اما در لحظه آخر منوچهر و سلطان علي و همسر سابق سعيد مي رسند. آن ها راز سعيد را برملا مي كنند و مراسم عقد به هم مي خورد. سرانجام آزيتا رضايت مي دهد كه با سلطان علي ازدواج كند، در حالي كه منوچهر هم رضايت سلطان علي را براي فروش زمين هايش به او جلب كرده است.

جدا افتاده 1383

دختري روستايي براي آن كه تن به ازدواجي ناخواسته ندهد به تهران مي آيد، اما هوسبازي هاي مردها باعث مي شود تعادل روحي اش را از دست بدهد.