تاریخچه شب یلدا؛ تولد خدای خورشید
اگر به واقعیت تاریخی و رسم و رسومات نگاهی کنیم، متوجه میشویم که بسیاری از آداب امروزی در جشنهایی چون چهارشنبه سوری و نوروز و شب یلدا، به تدریج و توسط اقوام مختلف وارد آن شده است.
اگر به واقعیت تاریخی و رسم و رسومات نگاهی کنیم، متوجه میشویم که بسیاری از آداب امروزی در جشنهایی چون چهارشنبه سوری و نوروز و شب یلدا، به تدریج و توسط اقوام مختلف وارد آن شده است.
یلدا طولانیترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی میآید و پیدا میشود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر میشود، طولانیتر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانیها دور هم جمع میشویم. همدیگر را میبینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر میخوانیم و سرگرم میشویم.
یکی از مهمترین و بهترین فیلمهای دهه هشتاد سینمای ایران بیتردید فیلم شب یلدای کیومرث پوراحمد است. فیلمسازی که اگرچه همگان با قصههای مجید میشناسندش، اما اوج فیلمسازیاش را در فیلم شب یلدا تجربه کرد.
زنگ مدرسه نیم ساعت زودتر به صدا در آمد. بعد از ظهری بودم. شب یلدا بود. مغازههای اطراف مدرسه مملو از جمعیت بود. یکی شیرینی به دست خارج میشد، یکی آجیل به دست. مرد میانسالی با هندوانهای بزرگ در یک دست و پاکتی انار در دست دیگرش از کنارم گذشت. دو سه بار پاکتها را به زمین گذاشت و کش و قوسی به خود داد و دوباره به راه افتاد. لبوفروشی در گوشه خیابان داد میکشید: «لبو دارم، لبوی داغ». ظرف لبو را روی گاری گذاشته بود و مرتب با ملاقهای در دست آب خوشرنگ لبو را رو آنها میریخت. چه برقی میزد! چقدر دلم لبو میخواست!
در آستانه شب یلدا، برخلاف انتظار از یک بازار پرهیجان و شلوغ، نشانی از تبوتاب سالهای گذشته دیده نمیشود. افزایش قیمتها و فشار هزینهها، هیجان خرید را کمرنگ کرده و بازار را به حالتی محتاطانه رسانده است.
شب یلدا یا شب چله یكی از كهنترین جشنهای ایرانیان است و از سالیان دور تا به امروز ایرانیها آغاز فصل زمستان را با دورهم جمع شدن خانوادهها جشن میگیرند.