برچسب شاهین باباپور

کاوشگران نوجوان 1385

کاوشگران نوجوان داستان سه دوست را روایت می‌کند که معلم به آنها تحقیقی می‌دهد و آنها برای اینکه این تحقیق را پیش ببرند، از اینترنت استفاده می‌کنند تا اطلاعاتی راجع به سد‌های کشور بدست آورند. به سایتی وارد می‌شوند که به آنها پیشنهاد بازی می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا لباس‌شان را انتخاب کنند، آنها هم با کلیک روی یکی از گزینه‌های این سایت، وارد دنیای مجازی شده و کاراکترهای انیمیشنی می‌شوند.

بن بست هوشنگ 1390

دو رفیق قدیمی که به جرم دزدی تازه از زندان آزاد شده‌اند، تصمیم به دزدی مجدد می‌گیرند اما این بار خودشان دزدیده می‌شوند که این سرآغاز قصه‌ای اجتماعی با مایه‌های طنز می‌شود.

دوراهی 1389

داستان فیلم تلویزیونی "دو راهی" درباره مردی است که با وارد کردن اجناس از آن سوی مرزها و فروختن آنها زندگی‌اش را در زاهدان می‌گذراند. تا اینکه او برای آموزش موتورسواران برای شرکت در مسابقه دعوت می‌شود و ...

مرد خاک 1389

پسری که فکر می کند مردی و مردانگی به زور و بازو است و می خواهد در مقابل پهلوان محله خودی نشان دهد که با اتفاقاتی که پیش می آید می فهمد که .....

دو روز در جاده 1389

درخواست حمید نوری زاد کارمند خزانه داری بانک برای تغییر وضعیت استخدامی از شرکتی به رسمی از سوی سرپرستی پذیرفته نمی شود و وی به رییس واحد خود ، مهرداد حسینی برای سرقت سکه های طلا از خزانه داری و فرار از کشور پیشنهاد همکاری می دهد اما وی نمی پذیرد و نوری زاد با همدستی رحیم خانیان جاعل چک پول و مشتری بانک ، حسینی را در عمل انجام شده قرار می دهند و وی را مجبور به همکاری می کنند. او که کارمند نمونه بانک است و به حلال و حرام اعتقاد دارد حین فرار ، نقشه آنها را بهم می زند و سرگرد عنایی مسئول پرونده سرقت سکه ها ، پس از مجموعه بازجویی ها سارق را دستگیر و محل دفن سکه ها را کشف می کند.

بابای دوست داشتنی 1391

هوشنگ و فرزین «اردلان شجاع کاوه و نادر سلیمانی» که دو سارق سابقه دار هستند به یک منزل ویلایی می روند که توسط صاحب منزل که یک پیرمرد است به اسارت در می آیند و ماجراهای فیلم آغاز میشوند ...

مسافر 1379

همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقی‌پور) در بستر مرگ آغاز می‌شود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر (آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم می‌خورد. داماد (جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان می‌افتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت می‌کند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد می‌شود و قیمومت دخترش را بدست می‌آورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقی‌پور) خارج می‌کند.

اکنون پس از گذشت سال‌ها پدربزرگ از کردهٔ خود پشیمان است و می‌خواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهٔ خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند می‌خواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.

رضا در جستجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانته‌آ بهرام) آشنا می‌شود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملک‌مطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهین‌دوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی می‌کند که افرادی معتاد و خلاف‌کار هستند. بعد از این که متوجه می‌شوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاه‌برداری از آن‌ها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) می‌روند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.

مجید هم معتاد و خلاف‌کار است و نقشه‌های زیادی برای به دام انداختن افسانه می‌کشد. افسانه پزشک شده‌است و در یک بیمارستان کار می‌کند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی می‌کند نقشه‌های مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوست‌اش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش می‌برد تا این که…