خداحافظی با اقتباسگر بزرگ و حسرتبهدل سینمای ایران
ناصر تقوایی کارگردان سینمای ایران که صبح امروز درگذشت، یکی از مولفان صاحبنام اینحوزه است که آثار شاخص اقتباسی و البته حسرتهای بزرگی را در کارنامه خود دارد.
ناصر تقوایی کارگردان سینمای ایران که صبح امروز درگذشت، یکی از مولفان صاحبنام اینحوزه است که آثار شاخص اقتباسی و البته حسرتهای بزرگی را در کارنامه خود دارد.
وزارت فرهنگ و هنر به فیلمسازان ابلاغ کرده بود انتقاد از پلیس، دکتر، مجلس، وکیل و ... در فیلمهایشان نباشد. وجود هرچیز دیگری غیر از اینموارد در فیلمها مسالهای نداشت و فیلمسازانی که اینفرمول را در نظر میگرفتند، آزاد بودند هرچه میخواهند بسازند و کسی کارشان نداشت.
اینبازیگر و کارگردان پیش از انقلاب درباره تحصیلات سینمایی خود میگوید بهجز چند کتاب به فارسی و چند عنوان دیگر به انگلیسی که پسرش برایش میخوانده، دوره و درس کار سینما را فرا نگرفته است. اما سر صحنه فیلمبرداری از آغاز تا مرحله لابراتوار و صداگذاری فیلم دخالت داشته است. او درباره طریقه ساخت فیلمهای ایرانی در آنبرهه یا به عبارتی دستور پخت اینآثار، چنینجملهای در خاطراتش دارد: «همه ما میدانستیم که فیلمهای فارسی یکفرمول مشخص دارند: چهار تا آهنگ، دو تا زد و خورد و یککاباره.»
اشتباه فیلمسازان جوان اواخر دهه ۴۰ از دید فردین، این بود که او را به بازی نگرفتند و شاید اگر به بازی میگرفتند، با سرعت بیشتری به خواستههای خود میرسیدند. فردین در اینباره میگوید «من میگفتم نه آنقدر سلیقه مردم را به بازی بگیریم که پنجاه تا مثل گنج قارون بسازیم و نه اینکه مردم را به کل کنار بگذاریم و فیلمی باب طبع دو دوازده داور جشنواره تهیه کنیم.»
از نظر من آمریکا یک جنگل است و جایی برای زندگی امثال من، که یکورزشکار بودم، نیست. اصلا نمیتوانستم ببینم پسرم دست یکدختر را بگیرد و به خانه بیاورد یا برعکس دخترم دست یکنره خر را بگیرد و بگوید که «بوی فرند» من است. آنها میتوانند با اینقوانین زندگی کنند ولی ما نمیتوانیم.
فردین به اینجا میرسد که مردم هیچتقصیری نداشتند و باید از آنها تشکر کرد. باعث و بانیان آنوضعیت تا حد زیادی وزارت فرهنگ و هنر وقت و در حد کمتر فردین و همکارانش در سینما بودهاند. علت سپاسگزار بودنش از مردم هم این است که با حضورشان در سینماها هنرمندان را تشویق میکردند و برای تماشای فیلمهایشان پول میدادند. سینماگرانی چون او هم از اینراه سرمایه انبوهی به جیب زدند و هیچوقت به اینفکر نکردند که مردم را به «سینمای واقعی» نزدیک کرده و سینمای جدی را به آنها بشناسانند.