چهار بهار 1386
چهار بهار داستان دختری به نام تهمینه است که به دلیل تبعید پدرش به سیستان و بلوچستان در قبل از انقلاب و این که امکان ادامه زندگی در این منطقه محروم برایش میسر نبود به...
چهار بهار داستان دختری به نام تهمینه است که به دلیل تبعید پدرش به سیستان و بلوچستان در قبل از انقلاب و این که امکان ادامه زندگی در این منطقه محروم برایش میسر نبود به...
این سریال در واقع داستان سفری جالب به اعماق معنا و مفهوم واقعی حیات است. داستان این سریال در مورد جوانی است معلول که دچار مرگ مغزی شده و پزشکان در صدد انتقال قلب او به یک گیرنده قلب بر میآیند. روح حسن مخالف این کار است زیرا میداند در این صورت باید به عالم دیگری هجرت کند. یک دانشجو پزشکی به نام گلبهار قادر به دیدن و ارتباط با روح حسن است. او در قبال درخواست حسن برای انتخاب گیرنده قلبش به حسن کمک میکند…
شخصیت اصلی این سریال شخصی به نام تورج است که در آستانه اسبابکشی به منزل جدیدش، 40 میلیون تومان پول کم میآورد. او بعد از تلاشهای زیاد، تنها راه حل مشکلش را فروش زمینش در کاشان میبیند، اما برای فروش زمین نیاز به مرخصی دارد و برای گرفتن مرخصی به دروغ متوسل میشود؛ این دروغ آغازگر دروغهای دیگر او و ماجراهای پرآفت و خیزی است که در سریال به تصویر کشیده میشود.
بعد از استعفای هیئت مدیره تعاونی مسکن و تعیین تکلیف نشدن واگذاری ده قطعه زمین بعد از ده سال ریاست اداره به معاون جدید خود برای تقسیم ده قطعه زمین بین کارمندان اختیار تام میدهد اشترخانی که از طرف علمشیر صاحبخانه که از قضا پدر اسفندیار دامادش هم است، تحت فشار برای تخلیه خانه و تعیین روز عروسی قرار گرفتهاست تلاش خود را بیشتر مینماید تا بلکه نظر معاونت جدید رو برای گرفتن یک قطعه زمین جلب کند؛ البته این کار و تلاشهای که میکند باعث دردسرهای فراوانی هم برای خودش و اطرافیان میشود.
خانهای در تاریکی حکایت دختری است به نام ماه تابان که در ایل بختیاری بزرگ شده است. او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدر و مرگ مادرش نزد پدربزرگش که رئیس ایل بختیاری است زندگی میکند. عطاءالدوله پدربزرگ مادری ماه تابان پیکی را به دنبال او میفرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بود، این موقعیت را فرصت مناسبی می داند به تهران میرود. اتفاقات این مجموعه تلویزیونی در سالهای حدود ۱۳۰۷ به وقوع میپیوندد.
داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شدهاست، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی میکند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرشهای نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ میدهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی میشود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر میرسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو میشود و مجبور میشود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت میشود.
این سریال درباره زندگی استاد “رحمان نجار” است که دارای ۵ فرزند پسر است.او به همراه همسرش سعی بر این دارند این ۵ فرزند را به خوبی تربیت کنند اما ناگهان مادر خانواده دچار ایست قلبی میشود و این خانواده را تنها میگذارد.پس از فوت مادر خانواده،این ۵ پسر باید علاوه بر کارهای بیرون به امورات خانه هم رسیدگی کنند….
سوگند پرستار بخش اطفال بیمارستان که فرزند خود را از دست داده به دلیل وابستگی شدید به کودکان بخش اطفال مشکلاتی را در بخش ایجاد می کند از این رو رئیس بیمارستان او را از رفتن به بخش اطفال منع می کند. با ورود دختر بچه ای به بخش اطفال و آشنایی او با سوگند اتفاقات جدید رخ میدهد