علت مرگ:نامعلوم 1399
هشت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. میان راه اتفاقی آنها را از رفتن بازمیدارد...
هشت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. میان راه اتفاقی آنها را از رفتن بازمیدارد...
یک زندانی به نام احمد که تنها پنج روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند، بخشی از اتفاقها در گذشته رخ داده که بدون روشن شدن آنها برای مشکلهای امروز جوابی پیدا نخواهد کرد احمد اگر موفق نشود روز ششم کشته میشود.
داستان فیلم دربارهٔ مردی میانسال به نام کاظم است که در روستای پیرکندی شهرستان خوی زندگی میکند. او که دانشجوی معماری دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده، پس از یک شکست عاطفی از دانشگاه انصراف داده و به زادگاه خودش برگشتهاست. خواهرش در جوانی خودسوزی کردهاست و پس از آن مسئولیت سرپرستی و تربیت پسر خواهرش با اوست. حالا آیدین به سن نوجوانی رسیده و او خود را در تربیت او ناتوان میبیند و با این حال به شدت به او علاقمند است. از سوی دیگر رابطهٔ او با دوست قدیمیاش به نام یحیی دچار چالش شدهاست. در این میان، حضور دو خواهر که آتابای کار ساخت ویلا برای پدر آنها را به عهده دارد، شرایط تازهای را رقم میزند و او به سیما دختر بزرگ خانواده علاقهمند میشود اما در بیان این علاقه به او تردید دارد.
داستان این فیلم مربوط به صحنههای نصب تندیس شهدای غواص زیر آبهای نیلگون خلیج فارس و صحنه های رزمندگان غواص در دوران هشت سال دفاع مقدس در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس است
سه همشاگردی نوجوان در حومه تهران در شهرکی زندگی میکنند که هرگز مجوز ساخت نداشته و مسئولیت آنجا را شهرداری به عهده نمیگیرد. آنها هر روز باید از روی پلی عبور کنند که بسیار فرسوده است و آب آلودۀ نهری که از زیر آن پل میگذرد، سلامتی ساکنان شهرک را تهدید میکند. بچهها تصمیم میگیرند برای تعمیر پل و پاکیزگی آب نهر اقدام کنند، اما...
داستان این فیلم درباره خانواده ای از قشر مرفه شهری میباشد که روز تولد مادر خانواده، میمنت، مصادف با ۱۴ تیر، با ماجراهایی غیرمنتظره و رازهایی مدفون روبهرو میشود. ماهرخ، دختر جوان خانواده، پس از دو ماه سفر به ارمنستان به خانه بازمیگردد و با خود خبرهایی عجیب میآورد.