در انتهای شب 1402
داستان فیلم "سال گربه" با محوریت مردی به نام جهانگیر (بهرام افشاری) روایت میشود که در سال گربه متولد شده و نحسی این سال که هر ۱۲ سال یک بار اتفاق میافتد، باعث ایجاد دردسر برای اطرافیانش میشود. بهعلاوه اینکه او علاقه عجیبی هم به شهرت دارد و برای مشهور شدن، حاضر است دست به هر کاری بزند.
سیمین که سال ها پیش در جریان جنگ تحمیلی نامزدش داوود را که گم کرده است . اکنون عکسی از او در یک مجله علمی دیده و به دنبال پیدا کردن او به تهران می آید. سرانجام او را پیدا کرده و به کمک دوستش در آزمایشگاه محل کار او استخدام می شود. سیمین متوجه می شود داوود حافظه اش را از دست داده و...
آیههای زمینی داستان زندگی روزمره مردمی از طبقات گوناگون ایران امروز را روایت میکند که به دلیل شرایط موجود با محدودیتهایی که به آنها تحمیل شده دست و پنجه نرم میکنند.
پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شدهاند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمیزند اما دوستانش برای خوشگذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی میآورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد میدهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش میرود تا وقتی که رضا اوردوز میکند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل میشود.
داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نامهای هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدیفر) است که با دردسر بزرگی روبهرو شده و کمبود مالی دارند. به همین خاطر، آنها تصمیم میگیرند تا به قمار روی آورند.
عطای ۷ ساله را پیش یک رمال آینهبین میبرند تا طی مراسمی دزد طلاهای عمهاش را در آینه شناسایی کند، عطا که هیچ تصوری از سرانجام آنچه در آن شرایط بر زبان میآورد ندارد، برای رهایی از آن وضعیت، هر آنچه از تعاریف عمهاش دربارهٔ شک و تردید او نسبت به دزدی داوود پسر عمه دیگرش شنیده را بازگو میکند، غافل از آنکه این دروغ موجب عقوبتی دور از انتظار برای کل خانواده میشود.