پاتوق 1387
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .
با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .
از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .
فریدون (فری) جوانی بیکار است که قبلاً در یک نمایشگاه ماشین کار میکردهاست و بنا به دلایلی از کار اخراج شدهاست. او عشق ماشین وانت دارد که آن را با رینگ اسپرت سوار شود، فریدون در خانه بلقیس خانم مستأجر است و بلقیس کمک میکند تا به کمک وامی که از مسجد محل میگیرد وانتی تهیه کند و در کنار دوستش که چوبدار (گوسفند فروش) است به جابجائی گوسفندان قربانی میپردازد. بلقیس که پسرش حمید را گم کردهاست به دنبال اوست و فریدون به صورت اتفاقی در یکی از خانههائی که گوسفند قربانی بردهاست او را میبیند و خبر دیدن حمید را که اکنون نامش بابک است به بلقیس میدهد، بلقیس بی صبرانه برای دیدن حمید میرود، وقتی او را میبینید…
این فیلم داستان پسری است که به تازگی از زندان بیرون آمده و اتفاق های جنجالی دیگری، دوباره برایش اتفاق می افتد ...
داستان این فیلم درباره جواني است كه نميخواهد به سربازي برود و هربار به بهانهاي از سربازي رفتن طفره ميرود
داستان این فیلم درباره فرد معتمدی است که شخصی دارایی اش را به او میسپرد و فوت میکند و حالا بازماندگان آن شخص برای گرفتن میراثشان به سراغ او میروند و او را تحت فشار قرار میدهند اما …
این فیلم قصه دو نفر، یکی مردی میانسال و بازنشسته ارتش و دیگری جوان ژولیده و فروشندهای دورهگرد است که بر اثر اتفاقی، هر دو یک خانه را از بنگاه میخرند. همین ماجرا موجب میشود کار آن دو به دادگاه بیفتد و…