برچسب سیدمحسن یوسفی

سفر بر مدار مهتاب 1389

این فیلم داستان دو کشتی‌گیر جوان را روایت می‌کند که برای قهرمانی در سطح منطقه خود، کشتی می‌گیرند. یکی از جوانان برای رسیدن به قهرمانی به راهکارهای ناجوانمردانه و غیرورزشی روی می‌آورد و دیگری با تمرین و ممارست خود را برای این حضور در این رقابت آماده می‌کند.

قباله 1390

قباله داستان دفترداری به نام رضا منوچهری است که سالها پیش یکی از جاعلین معروف به نام نازی را لو داده و پدر او طی اتفاقاتی فوت کرده است و اکنون پس از سال ها نازی و دوستش، در پی انتقام گرفتن از رضا هستند و...

به من نگو قراضه 1392

«به من نگو قراضه» داستان مردی است که تلاش می‌کند خاطره‌ای را برای همسرش زنده کند که دچار آلزایمر شده و در این مسیر با یک راننده تاکسی روبه‌رو می‌شود. و از این قرار است ..
خرم علیرضا خمسه حسابدار بازنشسته‌ای است که حالا با مسافرکشی درون‌شهری گذران زندگی می‌کند. از قضا روزی خرم خسیس با مردی جمشید مشایخی که تاجر فرش است آشنا می‌شود و آقای مسافر شیفته خودرو قراضه وی می‌شود. تاجر فرش که راهی سفر به خارج است متعهد می‌شود تا پس از بازگشت به تهران خودروی شاسی بلند خود را با اوتول آریای آقا خرم طاق بزند و برای اینکار هزار دلار نیز ودیعه می‌پردازد. خرم موضوع را با یکی از دوستانش در میان می گذارد اما یک هفته از این ماجرا نگذشته که خرم تصادف منجر به جرح می‌کند و از آنجایی که خودرو او فاقد بیمه است روانه زندان می‌شود. دوست خرم ناچار می‌شود داستان ماجرا را برای برادر زن خرم (فاطمه صدرایی) بازگو کند تا شاید فرجی شده و او از زندان آزاد شود و همین موضوع سبب می‌شود تا دایی حمیدخسرو احمدی طمع کرده و با فریب خواهر اوتول آریا را به بهانه معاوضه با خودرو صفر کیلومتر از چنگ آن‌ها در آورده و خود با تاجر فرش معامله کند.
دایی حمید خودرو را تعویض می‌کند و این درحالیست که خودرو تعویضی یک میلیونیم خودرو تعویض شده‌است و به همین مناسبت جشنی در ستاد تعویض خودروهای فرسوده برگزار می‌شود و به همسر خرم تخفیف ویژه‌ای تعلق میگیرد. خرم مراسم را از تلویزیون زندان میبیند و از عشق ماشین از دست رفته اش به جنون می‌رسد و این هم‌زمان با آزادی او از زندان است و....

روزهای بهتر(چادر گلدار) 1395

“چادر گلدار” روایتگر یک “مادر بزرگ” است که تلاش می کند گره های زندگی نوه اش را باز کند و وارد حواشی و ماجراهای او می شود. در خلاصه داستان سریال، توضیحی آمده است: در کنار ما انسان های بزرگی زندگی می کنند که ما توانایی ها و ویژگی های آنها را به خوبی درک نمی کنیم.

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.