مینی بوس 1399
تله فیلم مینی بوس داستان مردی به نام نصرت است که بعد از سالها کار کردن توانسته مینی بوسی برای خودش بخرد بر اثر یک اتفاق ناگهانی می میرد و خدیجه و خانواده متوجه می شوند که مینی بوس قسطی بوده و...
تله فیلم مینی بوس داستان مردی به نام نصرت است که بعد از سالها کار کردن توانسته مینی بوسی برای خودش بخرد بر اثر یک اتفاق ناگهانی می میرد و خدیجه و خانواده متوجه می شوند که مینی بوس قسطی بوده و...
سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج میرود و اصرار میکند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمیکند و پس از چند ماه تنهایی با زنی بهنام صفورا ازدواج میکند. سیمین به همراه شکور به ایران باز میگردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون میکند و تهمت خیانت به او میزند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی میخواهد آن زن و بچهاش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بیاطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال میخوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بودهاند، این معما حل میشود و نهایتا" مهدوی متوجه میشود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی بهنام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم میکند
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
داستان سریال در یک پادگان واقع در یکی از مناطق مرزی میگذرد. در آستانه عید نوروز، با مرخصی چند تن از سربازان پادگان موافقت نمیشود. آن سربازان با هم نیز رفیق هستند، تصمیم به فرار از پادگان میگیرند اما هر بار به در بسته میخورند و همین ماجراها منجر به خلق موقعیتهایی کمدی میشود.
مجموعه دست به نقد یک مجموعه طنز اپیزودیک میباشد که ورزش و مردم، خانه سالمندان، استندآپ، زایشگاه، اتوبوس، من و تو پلاس، قندپهلو، کارمند، ایست مطبوعاتی، مرده شوخونه، دفتر قبرستون و... از جمله اپیزودهای این اثر هستند.
فرخ سنایی کارمند اداره گذرنامه است. با آمدن تولد دخترش دایی غلامرضا برای دختر فرخ کادویی جالب در نظر گرفته است. و هنگام آوردن آن کادو ماجرا های جالبی برای فرخ می افتد.
بهادر شفیعی یک لات است که عاشق خانوادهاش است اما هربار یک خرابکاری میکند. پدرش او را از خانه بیرون کرده و در زندان به سر میبرد. او به شرط پابند آزاد میشود و باید تا یک ماه از محدوده مشخص بیرون نرود و هر روز ساعت ۱۲ ظهر خودش را به کلانتری معرفی کند. او عاشق یک خانم دکتر دندانپزشک میشود که در خیابان وقتی عدهای مزاحمش شده بودند، بهادر یک کتک حسابی بهشان زده. او در تلاش است تا خانوادهاش را راضی کند برایش به خواستگاری بروند. او دارای سه خواهر به نامهای بهاره، بهنوش و سوسن است و پدرش حسینآقا در آموزشگاه رانندگی کار میکند و صاحب آبرو و اعتبار هستند. بهادر با کمک داییاش که از لاتهای قدیمی تهران بوده در پی جلب رضایت خانواده قدم برمیدارد.