ثروت بزرگ 1389
جوان عاشق پیشه ای که پدر بزرگش وسایل عتیقه دارد و چون پدر دختر از این قضیه آگاهی دارد شرایط ازدواج را آوردن عتیقه ها می گذارد که طی آن ماجراهایی رقم می خورد
جوان عاشق پیشه ای که پدر بزرگش وسایل عتیقه دارد و چون پدر دختر از این قضیه آگاهی دارد شرایط ازدواج را آوردن عتیقه ها می گذارد که طی آن ماجراهایی رقم می خورد
فیلم در مورد پسری ۱۴-۱۵ ساله به نام نوری است که پدر خود را از دست داده است و نزد عموی خود در مغازۀ شیشه بری کار می کند. او در عین حال در مدرسۀ شبانه مشغول تحصیل است. او که در شغل پدرش ـ کلیدسازی ـ تبحر زیادی دارد از سوی همکلاسی های بزرگسالش در مدرسه که باند کوچکشان قصد دزدی از گاو صندوق خانۀ جواهر فروشی را دارد، اجیر می شود ولی نمی پذیرد
فیلم “مسلخ عشق” درباره تقابل جامعه مدرن با افکار و سنت های پیشین است که آنها را مورد نقد و بررسی قرار می دهد. شخصیت اصلی فیلم دچار اضمحلال شدید روحی شده که این امر می تواند ناشی از شرایط نابسامان …
فیلم «لبخند ماهیها» داستان زندگی جوانی به نام «فریدون» است که به دلیل جدایی پدر و مادرش دچار مشکلات زیادی شده و در تلاش است تا از چالش های زندگی اش عبور کند.
«یاور» یک راننده تاکسی است که بعنوان تدارکات یک فیلم در پشت صحنه به تهیهکننده و کارگردان کمک میکند، کمکهای این راننده تاکسی که محمد کاسبی نقش آن را بازی میکند ماجراهای جالبی را ایجاد میکند. یاور در مسیر کمکها و مهربانیش به مردم باعث میشود کانون خانوادهای فرو نپاشد و در نهایت بانی ازدواج دختر آن خانواده با پسرش میشود.
امیرعلی که پسری بازیگوش میباشد در جمع دوستانش داستان های تخیلی میگوید و همه او را دروغگو خطاب میکنند. روزی امیرعلی با دوستش مجید دعوایش میشود و سر او را میشکند. پدر و مادر دختر به خانه امیرعلی آمده و شکایت را به پدرش می برند. پدر امیرعلی او را در بالا پشت بام زندانی میکند. بالای پشت بام به خانه همسایه مشرف بوده که امیرعلی آن شب در خانه میبیند که یک روحانی را که با کشف حجاب مخالف است میکشند. امیر علی این موضوع را برای پدرش تعریف میکند ولی پدرش به خاطر سابقه حرفهای امیرعلی، حرفهایش را قبول نمیکند..
سعید سارق عتیقه ها، توسط پلیس دستگیر شده و پس از سه سال آزاد میشود تا همدستانش شناسایی شوند. پلیس برای زیر نظر داشتن او از خانه برزو که روبروی محل اقامت سعید است استفاده میکند. خانواده برزو بسیار فضول و در عین حال ساده هستند که باعث دردسر پلیس می شود که ماجراهای کمدی جالبی را وجود می آورد و…
فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را میگذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع میدهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم میگیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی میرود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد میشود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را میدهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها میرود، درمییابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق میشود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده میبخشد.