شهر تنهایی 1391
یک مترجم جوان در شغلش مسیرهای تازهای را کشف میکند. رفتن در این مسیرهای پر پیچ و خم باعث میشود تا او به رازی خانوادگی پی ببرد که بر زندگی و آینده خود و خانوادهاش سایه میاندازد. سایهای که میتواند آرامش یک شهر را تهدید کند.
در بحبوحه شلوغیها و درگیری های شهریور ۱۳۲۰ در ایران مردم دچار قحطی شده اند. مرگ فرماندار شهر، آشوب و بلوایی بین کنسول روس، روحانی و معلم شهر و نظمیه چی راه میاندازد که هم زمان با عاشقانه ای، داستان پیچیده تر میشود.
طوبی (آرمیتا مرادی) پدر و مادر خود را از دست داده است و معلمش هما (سولماز غنی) ، به خاطر هوش و استعدادش از او حمایت می کند . بهمن (رامتین خداپناهی)، عموی طوبی ، مانع از ادامه تحصیل وی شده و عقیده دارد و اگر طوبی درس بخواند از ایل و طایفه می شود .اما بعدها مشخص میشود که علت اصلی پا فشاری هما برای درس خواندن طوبی و ممانعت بهمن چیست. بیست سال پیش هما با ندانم کاری کودکانه به تهمینه ، مادر طوبی تهمت میزند و این تهمت باعث میشود که خانواده اش مانع ادامه تحصیل او شوند.
آفتابپرست، داستان دو رفیق خفتگیر به نامهای جمال و منوچ است که عشق لاتی و سطح یک شدن در خفتگیری را دارند اما از بی عرضهگی و بدشانسی گیر پلیس میافتند و به زندان میروند. جمال در زندان به همه میگوید که در سطح یک فقط پورشهسوار خفت کردهاند و به همین خاطر به جمال پورشه معروف میشود و...
«بعد از غبار» داستان معلمی را روایت می کند که بعد از سال ها برای تدریس به روستایی واقع در شمال کشور برمی گردد. او همچنین قصد دارد تا از دختر دوست قدیمی اش حلالیت بطلبد تا اینکه… .
فیلم «شاید دوست، شاید دشمن» درباره مرد جوانی به نام «رضا» است که پس از اخراج از کارخانه به دلیل طرح تعدیل نیرو، تصمیم می گیرد تا پسر صاحب کارخانه را گروگان بگیرد.