برچسب سولماز آقمقانی

فاصله کانونی 1391

داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که ناصر جوان دانشجو که به تازگی با سولماز همکلاسی خود برای ازدواج محرم شده اند، با موضوع فتنه ۸۸ درگیر می‌شوند.

ناصر تلاش دارد سولماز را از صف مخالفان قانون شکن و آشوبگران بی منطق جدا کرده و او را به سمت صحیح و ابراز نظر قانونی سوق دهد، اما سولماز با تندروی‌های خود هم زندگی شخصی و هم رفتار اجتماعی خود را دچار آشوب و دگرگونی می‌کند.

همچون سرو 1389

این سریال روایتگر روابط نیروهای مستقر در یک پایگاه پشتیبانی پشت خط مقدم جنگ است که در هر قسمت به موضوعی مستقل در خصوص هشت سال دفاع مقدس و نیز روابط انسانی افراد این پایگاه می‌پردازد.

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.

اکازیون 1392

دانلود فیلم اکازیون داستان زندگی مردی مستاجر است که صاحباخنه اش او را جواب کرده . او در تهران به دنبال خانه می گردد تا اینکه در این میان خانه ای زیر قیمت پیدا کرده و اجاره می کند . حال در این خانه روحی سرگردان وجود دارد که باعث به وجود آمدن اتفاقات مختلف و با مزه ای برای مجید رضایی در طول داستان می شود ...

بعد از آن شب 1392

امیر جوان سی ساله ای است که در جنوب شهر با خانواده خود زندگی می کند. او به علت مرگ پدر و تعطیلی مغازه کلید سازیش، در شرایط حکومت نظامی دچار مشکلات مالی شده است. امیر در راستای همین مسائل اغفال به دزدی از مغازه ای می شود و در حین دزدی زخمی شده و وارد خانه یکی از مبارزان انقلابی می شود. از طرفی ساکنین خانه او را با مبارزین اشتباه می گیرند و ...

دیدار 1387

حمید نوجوان سیزده ساله ای است که از روی کنجکاوی در زیرزمین خانه لباس خون آلودی که جای گلوله دارد را پیدا می‌کند. حس کنجکاوی او در یافت این پیراهن سرآغاز اتفاقات و ماجراهای تازه ای می‌شود که …

بیقرار 1392

سریال بی‌قرار داستان زندگی زنی به نام رعنا است که پس از پنج سال از زندان آزاد می‌شود و می‌بیند تمام زندگی خود را از دست داده‌است. رعنا می‌خواهد زندگی‌اش را از نو بسازد. دنبال کودک خود که هنگام دستگیری یک‌ماهه بوده، می‌رود. او در نتیجه جستجوهای فراوانش سرانجام به مشهد می‌رسد و دنبال نشانه‌ای از کودکی که اینک پنج ساله شده، می‌گردد؛ جستجویی که اتفاقات جدیدی را برایش رقم می‌زند.

صدای سکوت 1391

دکتر رادفرجراحی به علت سهل انگاری هنگام عمل یک بیمار، دچار تلاطم روحی شده و با نظر شورای بیمارستان از انجام عمل جراحی معلق شده و مجوز جراحیش از طرف رئیس بیمارستان موقتاً لغو شده است. جوانی به نام طاها که از غده بزرگی در گردن رنج می برد، به خاطر هزینه سنگین جراحی مجبور به فروش قالیچه گرانقیمتی است که برای نذر، نزد او به امانت گذاشته شده است. این جوان بر سر راه دکتر رادفر قرار می گیرد و دکتر رادفر تلاش می کند رئیس بیمارستان را متقاعد کند و به او اجازه دهند به صورت رایگان طاها را عمل کند.