برچسب سولماز آقمقانی

خواب بلند 1392

صبا و امیر زوج روزنامه نگاری هستند که در دفتر یک روزنامه فعالیت می کنند. در بحبوحه ی انتخابات 88 مقاله ای توسط صبا تنظیم می شود که به خاطر شرایط ملتهب جامعه برای چاپ آن، با مخالفت همسرش امیر که سردبیر روزنامه نیز است مواجه می شود. این امر باعث کدورت بین آن ها می شود و صبا نیز به کشورش بدبین می شود و بیان می کند که در این کشور آزادی وجود ندارد تا این که ...

سه در چهار 1387

داستان این مجموعه تلویزیونی مربوط به دو باجناق و خانواده‌هایشان است که برای تأمین هزینه زندگی، تصمیم می‌گیرند یک شرکت خدماتی تأسیس کنند و این مسئله آن‌ها را درگیر ماجراهایی تازه و بامزه می‌کند و...

بدون اجازه 1389

یاسی دختری ۲۰ساله، بسیار شاد، رفیق باز و علاقه‌مند به خرید از طرف پدر ثروتمندش با محدودیت فراوانی روبروست از این رو در مسائل عاطفی خود بسیار محتاط عمل می‌کند تا اینکه در اتاق پِرو یک فروشگاه لباس ....

آخرین سرقت 1389

ناصر خلاف كار خرده پايي است كه با دزديدن قالپاق و ضبط ماشين روزگار مي گذراند. او در يكي از همين سرقت ها در اتومبيلي را باز مي كند اما داوود را مي بيند كه در اتومبيل نشسته. آنها از ديدن هم جا مي خورند اما با رسيدن صاحب اصلي اتومبيل با هم فرار مي كنند و مشخص مي شود كه هر دو خلاف كار هستند. بحث هاي آنها براي تقسيم پول و قطعات اتومبيل مسروقه به جايي نمي رسد؛ پس با هم درگير مي شوند و داوود، ناصر را نقش زمين مي كند. ناصر از هوش مي رود و داوود كه دوستانش او را ديويد صدا مي زنند او را به خانه شان مي آورد. در خانه، خواهر داوود، فيروزه ناصر را مداوا مي كند و آنها به هم دل مي بازند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند اتومبيل را بفروشند. اما ناصر گواهينامه مالك اتومبيل را پيدا مي كند. داوود پي مي برد اتومبيل متعلق به مژگان است؛ دختر رييس شركتي كه سال ها پيش داوود در آنجا كار مي كرده و به او علاقه داشته. اما با به زندان افتادن داوود، مژگان هم ناپديد مي شود. او با موبايل مژگان تماس مي گيرد. مژگان از او مي خواهد اتومبيل را به او در شمال برساند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند به شمال بروند و براي اينكه كسي به آنها شك نكند، فيروزه را هم همراه خود مي برند. علاقه ناصر به فيروزه باعث مي شود مادرش را هم با خود به سفر ببرد تا در راه با فيروزه آشنا شود. ولي مادر ناصر از ابتدا بناي ناسازگاري را با فيروزه مي گذارد. اين چهار نفر در حالي با هم به شمال مي روند كه جمشيد، آنها را در تمام اين مراحل تعقيب مي كند. او در تماس با فردي كه رييس صدايش مي زند، گزارش لحظه به لحظه را از اتومبيل به او مي دهد. آنها در هتلي اقامت مي كنند اما داوود و ناصر شب را در اتومبيل مي گذرانند. صبح در يك لحظه كه ناصر به هتل مي رود و داوود براي تماس گرفتن با مژگان از اتومبيل پياده مي شود، مادر ناصر و فيروزه براي گشت و گذار و خريد، اتومبيل را با خود مي برند. ناصر و داوود به تصور به سرقت رفتن ماشين با جمشيد كه در تعقيب آنها بوده، درگير مي شوند. رفتار تند مادر ناصر با فيروزه باعث به هم خوردن تمركز فيروزه و تصادف آنها مي شود. پليس در بررسي صحنه تصادف پي مي برد كه...

مادرزن سلام 1385

دختر يك مرد سنتي، پس از ازدواج زندگي زناشويي ناموفقي دارد. پدرش كه از اين موضوع آگاه است تصميم مي گيرد براي ازدواج دو دختر ديگرش شرايطي قائل شود. به همين منظور شرايط خود را به صورت يك بخش نامه بر روي كاغذ مي آورد و از خواستگارها مي خواهد طبق مفاد مندرج شده، پا پيش بگذارند!

دو عروس 1394

پونه همسرش اردلان را زير فشار قرار ميداد تا برايش ماشين خارجي بخرد ، اردلان که کارمند ساده اي بيش نيست استطاعت برآورده شدن چنين خواسته اي را ندارد و همين امر موجب مي شود تا زندگي آنها دستخوش حوادثي گرديده و تا آستانه جدائي پيش بروند.