اسارت بشری
فرنوش ارسخانی: سینمای ایران، در دهه ۵۰، با ظهور بهرام بیضایی، وارد فاز جدیدی شد. بیضایی با ساخت فیلمهایی همچون «رگبار»، «غریبه و مه» و «چریکهی تارا» فراتر از جریان فیلمسازی آن دوران عمل کرد. سینماگری جسور و برخاسته از تئاتر و ادبیات، که دغدغهی مهم او در طول سالیان فعالیتش، محافظت از فرهنگ و تمدن ایرانی و زبان پارسی بود. بیضایی با متنهای سنگین ادبی و کارگردانی و میزانسن فوقالعاده، در هریک از آثارش خالق جهان جدیدی بود. او طی سالهای متمادی فعالیتش، با تبیین فلسفی، در صدد جستوجوی حقیقت گمشده و حقوق پایمال شده و جایگاه انکارناپذیر زن در فرهنگ و تمدن ایرانی برآمد. اما آنچه مسیر این سینماگر را از دهه ۶۰ به بعد سختتر کرد، توقیف و ممانعت با اکران و ساخت فیلمهایش بود. فیلمهایی که به جای تقدیر در زمانه خود، مهجور واقع شدند و او به دلیل تجربه یاس آور سانسور، از فعالیت کارگردانی در سینما و تئاتر ایران فاصله گرفت. بهرام بیضایی فیلمساز و نمایشنامه نویس تاریخ ساز و ارزشمند، سالهاست در ایران نیست، اما تاثیر او بر پیشرفت سینما و تئاتر ایران، انکار ناپذیر است.
