خاکسترها (کوتاه) 1400
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
فیلم «مسافر بهشت» داستان چند فرد گرفتار در زندگی است که هر یک داستان جداگانه ای برای خود دارند. «فرزانه» یکی از این شخصیت هاست که در روزهای آخر سال به دنبال سندی برای آزادی پسرش می گردد.
«آهو» حکایت انزوای خودخواسته دختری است که آرزوهایش را بربادرفته میبیند اما هنوز امیدش را از دست نداده....
موضوع فیلم تفریق در مورد زن و شوهر جوانی به نام جلال (نوید محمد زاده) و فرزانه (ترانه علیدوستی) است و روزی فرزانه همسرش را اتفاقی در اتوبوس می بیند و وقتی او را تعقیب می کند رد پای یک زن را در زندگی خود پیدا می کند. اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است و جلال مرتکب اشتباهی نشده است… .
مدتهاست که هیچ کس از هستی که مانند خواهر کوچکترش هانا، خبرنگار بوده و در گذشته در مورد بچههای گلفروش تحقیق میکردهاست، خبری ندارد. تا آنکه یک روز متکدیانی سد راه هانا شده و از او میخواهند تا کودکی از آنها را که در حال مرگ است، نجات دهد. هانا کودک را به همراه دختر کوچکی که همراه اوست به بیمارستان میرساند؛ اما آن کودک به خاطر باز شدن بستههای مواد مخدری که در شکمش دارد، جان میبازد و هانا که گردنبند خواهر گمشدهاش را در گردن دختر بچه همراه بیمار دیده است؛ برای یافتن نشانی از هستی دست به کار میشود . . .
زوج جوانی در موقعیت بچه دار شدن قرار می گیرند. در این موقعیت کابوسهایی به سراغ زن می آید و این کابوسها ابتدا مبهم و ناشناخته است و با کنکاش و بررسی، ارتباط این کابوسها با از دست دادن پدر و مادر او در هواپیمای ایرباس که توسط آمریکا در خلیج فارس زده شد مشخص می شود...