کلانتر 3 1388
کلانتر ۳ مجموعهای پنج اپیزودی با نامهای دخترعمو، مرگ مشترک، نسترن، دوستان و کمال است.
کلانتر ۳ مجموعهای پنج اپیزودی با نامهای دخترعمو، مرگ مشترک، نسترن، دوستان و کمال است.
این سریال که داستانی اجتماعی با رگه های کمدی دارد، پوریا پورسرخ و مریم مومن در آن ایفاگر نقش زوجی هستند که در زندگی با چالش هایی جدی روبرو می شوند. در کشاکش این چالش ها ، حوادث و اتفاقاتی برای آنها رخ می دهد که گاه زمین می خوردند و گاه بر میخیزند ، اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنها چه رقم زده است
داستان این فیلم درباره جوان ثروتمندی به نام رامین است که در یک سانحه همسرش رو از دست می دهد و فقط دخترش زنده می ماند. رامین بعد از مدتی دوباره ازدواج می کند. یک روز رامین کارگزار مرگ را می بیند و بعد از کلی عجز و لابه ۲۴ ساعت فرصت گرفته تا ...
آقا محمود کارمند میانهسال شرکت بیمه با ماجرای عجیب خودروی خود مواجه میشود، به این ترتیب که سارق شبها خودرو را میدزدد و صبحها باز می گرداند. آقا محمود برای کشف علت وانگیزه سارق وارد تجربهای تازه در زندگی خود میشود
داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، میگذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس میروند. این زائران در یک عکاسخانه عکس میگیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه میکنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش میآید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل میشود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره میشود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره میشود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا میآیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشنها رخ میدهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]
داستان فیلم شامل سه داستان است که در سه شب از دهه اول محرم اتفاق می افتد. درباره دختر و پسری خردسال است که در دوره قبل از انقلاب همراه پدران خود در مراسم سوگواری سیدالشهداء (ع) شرکت می کنند. این دو با حضور ساواک برای دستگیری پخش کنندگان اعلامیه درگیر ماجراهایی می شوند که تا سالها بعد نیز از آن رهایی ندارند.
اپیزود اول از این مجموعه داستان زندگی نانوایی را روایت میکند که بعد از مدتی نانوایی را میخرد، اما به تدریج برکت از این نانوایی میرود و مردم کمتر به آنجا مراجعه میکنند. در جریان همین داستان مشخص میشود که علت این ورشکستگی نانوایی، پول حرام و در واقع حق بچه یتیم هست که بابت خرید مکان نانوایی پرداخت شده است.
اپیزود دوم این سریال هم درباره قضاوت و عدالت در هر شرایطی است.
اپیزود سوم این مجموعه نیز بر مفهوم خیرخواهی و نیکوکاری و بازگشت عمل خیر به هرکس اشاره میکند و سعی شده تا این مضمون در لایههای داستان به مخاطب القاء شود.
اپیزود چهارم، داستان مردخیری است که صاحب یک پرورشگاه است و در سردخانه بیمارستان به زندگی برمی گردد و پس از آن به تدریج پی به ماجرای مرگ خود میبرد .
اپیزود پنجم هم داستان زنی را رویات میکند که صاحب فرزند نمیشود و از طرفی دچار سوتفاهماتی با همسر خود است.
اپیزود ششم این مجموعه نمایشی به تعهد اخلاقی و رابطههای کاری در عین روایت یک قصه ملودرام مربوط است.
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…