جنگ کودکانه 1383
این فیلم داستان یک شب از زندگی مادر رزمنده جاویدالاثری را به تصویر میکشد که پس از ۱۷ سال انتظار، خبر شهادت پسرش را به وی میدهند.
فیلم سرهنگ ثریا درباره مادری است که فرزندش توسط گروه منافقین به پادگان اشرف رفته و مادر تلاش خود را برای آزادی فرزندش از دست این گروه تروریستی انجام میدهد…
داستان این فیلم روایت زندگی انسانهایی است که در برابر موقعیتهای پیش آمده و حوادث پیش بینی نشده، فرصت بروز عکسالعملهای متفاوتی را پیدا میکنند.
دو جوان از یک آبادی که یکی از آنان اهل تشیع به نام شکیب و جوان دیگر سلمان از اهل تسنن است، همزمان خواستگار یک دختر به نام سارا هستند. با توجه به قرابت بین سارا و سلمان این دو به عقد هم در میآیند، اما زمان عروسی مادر سارا با سم کشته میشود و ...
لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی میزنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه میرود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان میشود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج میکند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را میبیند که به او میگوید مادرش را پیدا میکند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی میدهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا میکند آشنا میشود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا میکند و آنها را به پلیس لو میدهد و خود دوباره به زندان بازمیگردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمیگردد.
داستان زیباشهر در فضای زیر یك بازارچه اتفاق می افتد و زندگی دختری را روایت می كند كه بعد از مرگ مادرش تصمیم می گیرد برای پدرش حاج صادق باقری آستین بالا بزند و برای او زن بگیرد اما در این مسیر با موانع و مخالفت هایی رو به رو می شود.