برچسب سعید سلطانی

سالهای برف و بنفشه 1385

این سریال داستان مهندس علی فلاح را روایت می‌کند که پس از سال‌ها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علی‌رغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین می‌شود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغ‌های پدرش اقدام می‌کند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی می‌شود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا می‌شود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدم‌های تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا می‌کند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت می‌کند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر می‌دهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …

فراموشی 1390

قصه این سریال درباره سام شکرچیان مردی ۴۵ ساله است که غرق در کار و تجارت است. او به واسطه ناکامی در یک معامله کلان به شدت عصبانی و آشفته است. این آشفتگی باعث می‌شود تا در راه شمال، با یک وانت تصادف کند و این آغاز ماجراست ...

لبه تاریکی 1384

لبه تاریکی داستان مردی به نام ناصر را روایت می‌کند که به خاطر اعتیادش از محل کارش اخراج می‌شود و همین دلیلی می‌شود که به دوستان قدیمی اش روی بیاورد که در کار قاچاق مواد مخدر هستند. نادر رئیس این باند است که به ناصر پیشنهاد پخش مواد مخدر در سطح شهر می‌دهد، اما ناصر از آنجا که مجبور است این مواد را بین جوانان و نوجوانان پخش کند از این کار سر باز می‌زند. از سویی نادر دلباخته زهرا دختر ناصر است و با بهانه بیمار بودن همسرش به زهرا ابراز علاقه‌مندی می‌کند. زهرا اما نمی‌پذیرد و پس از گرفتار شدن پدرش به ناچار به پسرعمه خود «امیر» که یک افسر پلیس است رو می‌آورد. امیر نیز به زهرا علاقه دارد، اما بخاطر آنکه یک بار از او جواب منفی شنیده، درخواست خود را مطرح نمی‌کند. نادر تلاش می‌کند از طریق فریب دادن مریم، دوست زهرا به خواسته خود برسد اما…

پس از باران 1379

این سریال در فضای گیلان مقابل دوربین رفت و نگاهی به تاریخ ایران در دوران اوایل پهلوی دوم است. پس از باران روایتی انسانی از روابط ارباب و رعیتی بود. این سریال با موضوع قراردادن زندگی خانواده یک ارباب و حضور دختری با عنوان همسر دوم ارباب، شرایط جدید و مخالفت‌های خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنین حضوری را نمایش می‌داد. در این سریال عشق همراه با ارباب بودن، و مظلومیت زنان دوم اربابان و قدرت اربابان و خان‌ها را در گذشته می‌توان دید. این سریال روایتی از دوران زندگی در زمان اوایل پهلوی دوم است و مشکلاتی که مردم متحمل می‌شدند.

عمارت فرنگی 1388

خط اصلی داستان سریال عمارت فرنگی، اتفاقات دوران سلطنت رضاشاه را از سال ۱۲۹۶ تا ۱۳۲۰ روایت می‌کند. داستان سریال عمارت فرنگی با امضای قرارداد ۱۹۱۹ آغاز می‌شود که وثوق‌الدوله آن را به سرانجام می‌رساند، اما سید حسن مدرس به شدت با آن مخالفت می‌کند و این مخالفت باعث به وجود آمدن موجی از اعتراض‌هایی می‌شود، اعتراضاتی که وثوق‌الدوله را وادار به لغو قرارداد می‌کند.

در جستجوی آرامش 1396

دکتر بهروز امینی با بازی مهدی هاشمی از دانشمندان و پژوهشگران حوزه داروسازی در ایران است. او هم خانواده‌ای مثال‌زدنی دارد و هم در حرفه‌اش موفق بوده و بعد از ۲۰ سال تلاش مداوم توانسته در راستای تولیدات ملی و دانش‌بنیان، دارویی برای درمان سرطان تولید کند که مشابه خارجی ندارد. بعد از تولید دارو، جامعه پزشکی برای بهروز امینی جشنی برپا می‌کند و نام او و شرکتش در سراسر جوامع پزشکی جهان می‌پیچد اما یک اتفاق همه معادلات دکتر امینی را به هم می‌ریزد و آبرویش را در معرض خطر قرار می‌دهد!

سر به راه 1393

قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی می‌شود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.

ستایش 1 1390

سریال ستایش، قصهٔ دختر جوانی به نام ستایش را روایت می‌کند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید می‌کرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز می‌نماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان می‌افتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجائی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علی‌رغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر می‌شود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب می‌رفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت می‌نماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود، حشمت فردوس که به دنبال محمد می‌گشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، آنها پس از فرار به شهرهای مختلف سر انجام به اکبر آباد، زادگاه پدر و مادرش و پیش پدربزرگ او، خان بهادر اکبر آبادی (جمشید مشایخی) می‌روند. اما در آنجا خان دوم ده، فتح‌الله خان گله داری (شهاب عسگری)از محمود پدر ستایش کینه دیرینه دارد. چندین سال قبل پدر ستایش در جوانی پسر کوچک فتح‌الله خان را به علت خواب آلودگی از تعزیه خان بهادر بیرون می‌کند و او در راه اسیر گرگ‌ها شده و کشته می‌شود. فتح‌الله خان با خود عهد بست که انتقام پسرش را از او بگیرد. پدر ستایش شبانه از خانه بیرون می‌رود و اتفاقی نوه فتح‌الله خان را نجات می‌دهد اما خودش طعمه گرگ‌ها شده و می‌میرد. محل جدید ستایش نیز برای فردوس توسط پلیس آشکار شده و او می‌خواهد به آنجا برود، اما قبل از رفتن سکته می‌کند و صابر را جای خود می‌فرستد، صابر که سودای اموال فردوس را دارد، به پلیس دروغ می‌گوید که آنها را نمی‌شناسد. پدربزرگ ستایش سند یک مغازه که هدیه عروسی پدرش بود را به او می‌دهد و ستایش با کمک او به آنجا پناه می‌برد.