برچسب ستاره اسکندری

تارزن و تارزان 1380

سهند آذرنيا پيرمردي است كه كارخانه ساخت اسباب بازي دارد. او بسيار علاقمند به ساخت عروسك هائي است كه ريشه در قصه هاي ايراني دارند، اما مدير فروش كارخانه كه پسر خواهر زن پيرمرد (سلم قلي) نيز هست سخت علاقمند توليد اسباب بازيهاي غربي است به همين دليل سعي مي كند با طرح نقشه دزديدن صاحب كارخانه، به اهداف خود برسد. عروسك ها و ساوالان (پسر برادر پيرمرد) با كمك دختر پيرمرد كه بيوه شده و با دختر كوچكش زندگي مي كند به دنبال پيرمرد مي گردند و بالاخره دختر طي عملياتي موفق مي شوند او را نجات دهند و مدير فروش و همدستانش را دستگير مي كنند. بدين ترتيب ساوالان، هم جانشين پيرمرد و هم داماد او مي شود.

ملی و راه های نرفته اش 1395

ملی با بازی ماهور الوند، دختر سر به زیري است که در یک خانواده مذهبی و آبرومند زندگی می کند. دو برادر دارد که برادر بزرگ‌تر بسیار غیرتی و فرد کوچک‌تر هوادار ملی است. ملی با همکار خود در کلاس خیاطی با بازی السا فیروزآذر دوستی صمیمانه‌ای دارد. یک روز در حین برگشت از کلاس به منزل با برادر او روبه‌رو می شود و از قیافه اش خوشش می‌آيد. سیامک نام این برادر است که میلاد کی مرام، نقش او را بازی می کند.

بعد از رد و بدل کردن شماره و مکافات بسیار، این دو مخفیانه با هم سر قرار می روند و عاشق هم می‌شوند. بعد از مدتی هم کار به خواستگاری می‌کشد و با وجود مخالفت های خانواده ملی به اصرار او به این ازدواج رضایت می‌دهند. ملی وقتی وارد خانواده سیامک می شود تازه می فهمد که چه قدر خانواده‌های‌شان با هم فرق دارد و سیامک واقعی، چهره خشن و روان پریشی دارد. غیرتی بودن بیش از حد سیامک و دست بزن داشتن و خانواده خنثی و سرد سیامک در برابر دیوانه بازی های او ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا ملی را در این راه نرفته عذاب دهند... .

فردا 1392

سه قصه با هم در اين فيلم روايت مي شود که همنشيني ارواح و انسان ها است. مردي (عليرضا شجاع نوري) در جنگل گم مي‌شود و هيزم شکني او را نجات مي‌دهد. مرد متوجه مي شود که هيزم شکن روح بوده. در قصه بعدي مادر و دختري همسفر مي شوند که دختر سال قبل در راه شمال جان باخته و مادر براي به يادآوري خاطرات او به همان جاده سفر مي کند. در قصه بعدي دو مرد قصد مهاجرت قاچاقي از ايران را دارند. يکي از آنها همدستش را به قتل مي رساند اما روح او همراهش است.

هیس! دخترها فریاد نمی زنند 1391

شیرین هشت‌ساله، مورد آزار جنسی مردی از نزدیکان قرار می‌گیرد. آنچه این زخم را عمیق‌تر می‌کند و واقعه را به فاجعه ختم می‌سازد، این است که دخترک هیچ‌کس را نمی‌یابد تا دردش را با او در میان بگذارد و حرفش را باور کنند.

شیرین در بزرگسالی بعد از دو نامزدی ناموفق حالا واقعاً عاشق شده اما وقتی می‌خواست با او ازدواج کند مردی را می‌بیند که می‌خواهد به دختر کوچکی تجاوز کند که شیرین دختر کوچک را فراری می‌دهد و آن مرد را به قتل می‌رساند و در آخر به دلیل پیدا نکردن ولی دم و شواهد کافی مبنا بر حرف هایش اعدام می‌شود.

نیمه شب اتفاق افتاد 1394

زیبا ( با بازی رویا نونهالی)، زن میانسالی است که به همراه امیر، پسر نوجوانش زندگی کرده و در یک باغ ویژه مجالس به عنوان آشپز مشغول به کار است. پس از آن که خواننده باغ به دلیل ازدواج از این کناره می‌گیرد، صاحب باغ یعنی پرویز (آتیلا پسیانی) خواننده‌ای جدید به نام حسین (با بازی حامد بهداد) به مجموعه اضافه می‌کند که برادر کوچکتر انسیه (گوهر خیراندیش)، زنی که پرویز از گذشته با او آشنایی دارد، است. حسین که به بیماری غش مبتلا است، با این که صدای خوبی دارد در ابتدا به دلیل خوانندن آهنگ‌های غمگین و نامناسب برای مجالس عروسی با اقبال مواجه نمی‌شود اما با راهنمایی زیبا موفق می‌شود دل پرویز و مشتریان باغ را به دست آورد.