برچسب ساواک

دادگاه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس ساواک با دادخواهی حدود ۵۱ نفر در استان خراسان رضوی برگزار شد

جلسه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران پهلوی در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی ویژه رسیدگی به دعاوی بین‌الملل تهران در استان خراسان رضوی برگزار شد.

نقش غیرقابل انکار آمریکا در تأسیس و آموزش ساواک/ رئیس مرکز وکلا: پرونده ۵۱ زندانی سیاسی پیش از انقلاب با رویکردی مستند و حقوقی پیگیری می‌شود

رئیس مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه گفت: مرکز پس از دریافت وکالت از ۵۱ نفر از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب، پیگیری پرونده مطالبه خسارات مادی، معنوی و تنبیهی علیه آمریکا و مقامات وقت آن را در دستور کار قرار داد.

فردین: من و همسرم به تختی گفتیم تو مسلمانی و این‌کار گناه کبیره است/خودکشی کرد اما او را کشتند!

زیر فشارهای متعدد قرار گرفته بود، و خیلی وقت بود که تصمیم داشت خودکشی کند. من و خانمم به او می‌گفتیم که تو متعلق به خودت نیستی و به مردم تعلق داری، مسلمان هستی، نماز می‌خوانی و خودکشی در دین اسلام گناه کبیره است. دو سه سالی بود که به این‌موضوع فکر می‌کرد تا بالاخره خودش را کشت.

مرور گزارش‌های ساواک درباره بهرام بیضایی/نامه سرگشاده به هویدا

آقای نخست‌وزیر... رشد اجتماعی و اقتصادی هرگز به‌تنهایی با افزایش ارقام و آمار مربوط به افزایش درآمد ملی از راه فروش و صدور منابع طبیعی کشور و افزایش درآمد سرانه همراه با یک نظام نامتعادل توزیع درآمد توجیه نمی‌شود و با رشد خلاقیت فکری و توسعه بنیاد‌های فرهنگی و گسترش فعالیت‌های علمی و ادبی و هنری رابطه مستقیم دارد.

شباهت زندان پهلوی دوم با زندان آمریکایی‌ها در ابوقریب/چه‌طوری چریک؟

روزی دو بار هم بیشتر اجازه نمی‌دادند که به دستشویی بروم. در این‌فرصت کاسه ادرار را به دستشویی برده خالی می‌کردم. یک‌بار در همین‌دفعات که کاسه را با خود به روی زمین می‌کشیدم، ادرار لب پَر شد و مقداری از آن روی زمین راهرو ریخت که نگهبان آمد و بقیه آن را روی سرم خالی کرد. یک‌دفعه جا خوردم. آن‌قدر کارش زننده و غیرقابل تحمل بود که نمی‌دانستم گریه کنم یا فریاد بزنم، بغض بدجور گلویم را می‌فشرد.

مقاومت خانم‌دباغ زیر شکنجه و انتقال دخترش به شکنجه‌گاه شاه/این‌مریض به‌زودی می‌میرد!

دباغ ۱۶ روز شکنجه‌های شدید را تحمل کرد و مطلب قابل توجه و مهمی را لو نداد. به همین‌دلیل نیروهای ساواک دخترش رضوانه را که به‌تازگی عقد کرده بود، به کمیته مشترک ضد خرابکاری و نزد او آوردند تا تحت فشار قرار گیرد. حجاب را هم از سر هر دو گرفتند تا جنگ روانی بیشتری را به روح و روان‌شان تحمیل کنند. در نتیجه دباغ و دخترش با پتوهای زبر سربازی حفظ حجاب می‌کردند که همین‌مساله توسط بازجویان و شکنجه‌گران ساواکی مورد تمسخر قرار می‌گرفت و مادر و دختر را با لفظ «مادر پتویی! دختر پتویی» خطاب می‌کردند.

خودکشی ناموفق زندانی سیاسی از دست جلادان شاه/«عظیمی امشب می‌میرد!»

او برای رهایی از این‌وضعیت راهنمایی برای خودکشی خواست. گفتم این‌چاره کار نیست و نهایتا استفاده از پریز برق را پیشنهاد دادم. ساعتی از این‌پیشنهاد نگذشته بود که یکدفعه برق رفت. حدس زدم عظیمی خودکشی کرده است. ماموری داد زد: «از دستشویی است!» بعد چند مامور آن‌جا رفته و او را بیرون آوردند.