روز آخر (کوتاه) 1395
مادری ۸۰ ساله در خانوادهای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق میشود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همهی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمیتواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیهی خانواده، مادر را به آرزویش میرساند.
قصه اکازیون که در دهه ۷۰ می گذرد، داستان رحیم است که قصد دارد برای ادامه تحصیل به کانادا برود اما متوجه می شود ممنوع الخروج شده و این اتفاق زیر سر دایی محسن است، پس باید دنبال راه چاره ای باشد…
پسر جوانی که اوضاع مالی مناسبی ندارد و به دنبال کار می باشد در کافه رستوران مجللی استخدام شده و پس از مدتی کوتاه با خانمی که صاحب آن مجموعه است درگیر رابطه ای عاطفی می شود. این رابطه او را درگیر ماجراهای پیچیده ای خواهد کرد...
فیلم آپاراتچی دلبستگیهای یک نقاشِ ساختمانِ عاشقِ سینما را روایت میکند که با اشتیاق تمام به تولید چند فیلم کوتاه موفق شده و در آرزوی ساختن نخستین فیلم سینمایی خودش است.
نوروز در راه است، اما اهریمن در کمین است تا نوروز و بهار را از بین ببرد. عمو نوروز در مسیر کلبه ننه سرما و جستوجوی حاجی فیروز دچار سانحه میشود و طوفانی بزرگ آغاز میشود…
“ستون چهارده” داستان دو خواهر و برادر به نامهای ساناز و یاشار را روایت میکند. آنها از قشری ثروتمند جامعه هستند و برای تفریح خود شرطبندیهای مختلفی را در زندگی مردم میگذارند. یکی از این شرطبندیها منجر به وقوع یک فاجعه ناگوار میشود که زندگی آن دو را به طور کامل تغییر میدهد.
داستان این فیلم درباره پسری است که هر روز برای ماهیگیری به کشتی به گل نشستهای در نقطه صفر مرزی پا میگذارد و آنجا را به محلی برای آرامش خود تبدیل کرده، اما حضور غریبهای این آرامش به هم میزند.