برچسب سامان مجدوفایی

این جمعیت قابل کنترل 1402

مادری ۸۰ ساله در خانواده‌ای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق می‌شود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همه‌ی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمی‌تواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیه‌ی خانواده، مادر را به آرزویش می‌رساند.

اکازیون 1402

قصه اکازیون که در دهه ۷۰ می گذرد، داستان رحیم است که قصد دارد برای ادامه تحصیل به کانادا برود اما متوجه می شود ممنوع الخروج شده و این اتفاق زیر سر دایی محسن است، پس باید دنبال راه چاره ای باشد…

پایان بازی 1401

پسر جوانی که اوضاع مالی مناسبی ندارد و به دنبال کار می باشد در کافه رستوران مجللی استخدام شده و پس از مدتی کوتاه با خانمی که صاحب آن مجموعه است درگیر رابطه ای عاطفی می شود. این رابطه او را درگیر ماجراهای پیچیده ای خواهد کرد...

آپاراتچی 1402

فیلم آپاراتچی دلبستگی‌های یک نقاشِ ساختمانِ عاشقِ سینما را روایت می‌کند که با اشتیاق تمام به تولید چند فیلم کوتاه موفق شده و در آرزوی ساختن نخستین فیلم سینمایی خودش است.

نوروز 1402

نوروز در راه است، اما اهریمن در کمین است تا نوروز و بهار را از بین ببرد. عمو نوروز در مسیر کلبه ننه سرما و جست‌وجوی حاجی فیروز دچار سانحه می‌شود و طوفانی بزرگ آغاز می‌شود…

ستون 14 1402

“ستون چهارده” داستان دو خواهر و برادر به نام‌های ساناز و یاشار را روایت می‌کند. آن‌ها از قشری ثروتمند جامعه هستند و برای تفریح خود شرط‌بندی‌های مختلفی را در زندگی مردم می‌گذارند. یکی از این شرط‌بندی‌ها منجر به وقوع یک فاجعه ناگوار می‌شود که زندگی آن دو را به طور کامل تغییر می‌دهد.

بدون مرز 1393

داستان این فیلم درباره پسری است که هر روز برای ماهیگیری به کشتی به گل نشسته‌‎ای در نقطه صفر مرزی پا می‌گذارد و آنجا را به محلی برای آرامش خود تبدیل کرده، اما حضور غریبه‌ای این آرامش به هم می‌زند.