بیوگرافی ساعد سهیلی و همسرش + تصاویر و مصاحبه
ساعد سهیلی بازیگر جوان و موفق ایرانی وی متولد 30 بهمن 1366 در مشهد است و 31 سال سن دارد.تحصیلات : او فارغ التحصیل رشته گرافیک است. وی فعالیت سینمایی خود را از سال 1380 با فیلم شب برهنه به…
ساعد سهیلی بازیگر جوان و موفق ایرانی وی متولد 30 بهمن 1366 در مشهد است و 31 سال سن دارد.تحصیلات : او فارغ التحصیل رشته گرافیک است. وی فعالیت سینمایی خود را از سال 1380 با فیلم شب برهنه به…
دو برادر دوقلو از ناحيه بازو به هم چسبيده اند و هر كدام از آنها تلاش مي كند برادر ديگر را تحت تأثير قرار دهد و او را از نظر رفتار و منش، شبيه خود كند. يكي از برادرها يك مؤمن تندرو است و ديگري يك غرب گرايي لاابالي و عشرت طلب. اين دو در ادامه كلنجارهاي شان، قرار مي گذارند اختيار يك روزشان را به طرف كناري شان دهند، چه با برنامه او موافق باشند چه نباشند. بنابراين برادر مؤمن ناچار مي شود در مجالس خوش گذراني حاضر شود، گيرم با چشمان بسته. و شخصيت لاابالي به مجالس وعظ و خطابه مي رود. پايان ماجرا يك عمل جراحي است تا آنها به نقطه تعادل برسند و بدون تنگ نظري، در مواجهه با جامعه و خانواده از خودشان نرمش نشان دهند.
اميرعلي و نوشين دو جوان بيست و يكي دو ساله قصد ازدواج با يكديگر دارند. خانواده ها چندان موافق نيستند. آن ها صبر پيشه كرده اند تا به مرور زمان رضايت خانواده هايشان را جلب كنند. آن دو تعدادي روياي مشترك دارند؛ برنده شدن در لاتاري و گرين كارت.
شهاب در آستانه ازدواج با نامزدش است. شرايط اقتصادي و مالي او باعث ميشود به اتفاق دوستش وارد يك معامله تجاري شود اما در كمال ناباوري پولهاي او را بالا ميكشند. شرايط سختي بر زندگي او حاكم ميشود. پول بهرهاي ميگيرد و از پرداخت اقساط آن هم عاجز ميشود. طلبكاران او را راحت نميگذارند. پدرش كه دبير مدرسه است وارد ماجراي او ميشود. نامزدش نيز او را تحت فشار قرار ميدهد. شهاب تحت تاثير اين فشارها دست به كار عجيبي ميزند.
فرهاد به همراه دوست و نامزدش برای به دست آوردن ثروت ماربزرگ قصد کشتن او را میکنند، اما انگار این مادربزرگ را به هیچ طریقی نمیشود از سر راه برداشت و تازه او عاشق هم میشود و...
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی ماموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی ناگهانی او و آیدا میشود و اتفاقات ناخواستهای برای آنها میافتد.
داستان دختر پسری است که در مسافرت خودشان به تهران به پسری برخورد میکنند و با او به تهران می آیند و از او کمک میخواهند ولی دختر و پسر رازی را پنهان کرده اند و این مساله مشکلاتی برای آنها و پسر ایجاد میکند....
جواني (صابر ابر) که دلبسته برادر سربازش است تلاش مي کند او را در اداره اي استخدام کند، پسر در ورزشگاه آزادي و هنگام خدمت از ناحيه چشم و صورت آسيب مي بيند و زخمي مي شود. مرد جوان به کمک دوستش ال تي (مزدک ميرعابديني) از طريق خريد چک هاي وصول نشده مي کوشد پول لازم براي عمل جراحي را به دست بياورد اما در نهايت با فراهم نشدن پول و قتل ال تي، مرد جوان با گردن گرفتن قتل دوستش ال تي هزينه درمان برادرش را فراهم مي کند.