کربلای جبههها یادش بخیر!
باران آتش سنگین دشمن بیامان میبارید. صدای کربلایی، کربلایی میکرد دل را. زمان میشد عاشورا، زمین میشد کربلا. نوایی که میشد واقعه عاشورا را در یکقدمی حس کرد… عطش، ایستادن، شهادت و باز هم ایستادن… .
باران آتش سنگین دشمن بیامان میبارید. صدای کربلایی، کربلایی میکرد دل را. زمان میشد عاشورا، زمین میشد کربلا. نوایی که میشد واقعه عاشورا را در یکقدمی حس کرد… عطش، ایستادن، شهادت و باز هم ایستادن… .
زینب تاج الدین/ مرصاد عملیاتی بود که در مقابل عملیاتی که منافقان به نام «فروغ جاویدان» راهاندازی کردند، شکل گرفت.
زینب تاج الدین/ شامگاه پنجشنبه، گلستان شهدای اصفهان میزبان «اولین کنگره ملی شهدای غریب در اسارت» شد. این مراسم که با حضور اقشار مردم اصفهان بهویژه خانواده معظم شهدا برگزار شد، نگاه ویژهای به شهدایی داشت که در دوران اسارت یا بعد از آزادی و به دلیل آثار بهجامانده از شکنجههای فراوان بعثیها در اردوگاههای عراق به شهادت رسیده بودند.
شامگاه جمعه ششم مهرماه، کنگره بزرگداشت سرداران و ۱۱۱۰ شهید محلات این منطقه با حضور خانوادههای معظم شهدا و با هدف تجلیل از ایثارگریها و رشادتهای شهدا و خانوادههای معزز آنها برگزار شد.
«حوضِ» میان خانه، «فرشهایِ» شسته و پهن شده روی نردههای ایوان، «شمعدانی»های لب باغچه! اینجا همه چیز بوی خبری خوش میداد؛ بوی عید! عید هر سال برای «طیبه»خانم بویی دیگر دارد.
هفدهوهفت دقیقه! خورشید تا دامان آسمان پایین آمده بود که هواپیما روی باند فرودگاه نشست و سردار رشید اسلام، شهید عباس نیلفروشان، به آغوش زادگاهش اصفهان رسید.
امروز پنجشنبه؛ بیستوششمین روز از مهر چهارصدوسه، و یکبار دیگر میدان بزرگمهر به نظاره نشسته مردان و زنانی را که به استقبال شهید دیگری از خاک پرافتخار اصفهان آمدهاند!
جنگ شاید متن باشد؛ اما حاشیههایی هم دارد؛ حاشیههایی که بدونشک از خود متن مهمتر و درخورتوجه بیشتری است و حس کنجکاوی را به آن سمت میکشاند.