برچسب زهرا سعیدی

کیمیا 1392

حاج یوسف مرادلو صاحب یک کارخانه تولید روی است. او این کارخانه را پس از سال‌ها کار و تلاش بی وقفه به یکی از بزرگ‌ترین کارخانه های تولید روی کشور تبدیل کرده است. او پس از رایزنی با نمایندگان کشور ترکیه و احتساب قیمت‌های بازار، کارخانه دیگری را خریده و به مجموعه خود اضافه می کند. درست پس از این ماجرا قیمت جهانی روی به شدت افت کرده و چند سرمایه گذار با تحریک یکی از رقیبان حاج یوسف تصمیم می‌گیرند تا پول خود را پس بکشند. این ماجرا حاج یوسف را با خطر ورشکستگی مواجه می کند و ...

هدیه به یادماندنی 1393

این فیلم داستان مرد متولی است که در قرعه کشی حساب بانکی اش، برنده دو بلیط سفر به مشهد مقدس می شود اما او که فرصت رفتن به سفر را ندارد، آن را به دختر و دامادش می سپارد. اما آنها به دلیل اختلافی که با هم دارند از این سفر انصراف داده و بلیت را به شخص دیگری می دهند و این داستان همچنان ادامه پیدا می کند...

برگی بر شاخه (کابوس در بیداری) 1389

این فیلم در مورد پری است که دو فرزند دارد و شوهرش کیان مجبور است به خاطر شغلش او را تنها بگذارد و کم کم بین پری و کیان فاصله افتاده است و از هم دور شده اند. یک روز پری در کابوس هایش می بیند که کیان مرده و روز چهارشنبه است ولی روز بعد از خواب بیدار شده و کیان را د رخانه می بیند و متوجه می شود که هنوز چهارشنبه نیامده است. او متوجه رابطه عاطفی کیان با یکی از همکارانش می شود ولی به کمک یکی از استادهای قدیمی اش طوبی موفق می شود که رابطه عاطفی خود را با کیان ترمیم کند و کیان هم از رابطه با همکارش می گذرد و ...

بازگشت 1386

دختر دانشجویی که در بحبوبه انقلاب به اجبار پدرش به انگلستان رفته از طرف قوامی دوست پدرش و تنها رابط او با ایران باخبر می شود که پدرش تحت تعقیب نیروهای امنیتی است و حکم اعدامش صادر شده است و او در بازگشت متوجه می شود که تصوری که از ایران داشته چندان واقعی نبوده است و....

خاتم شیراز 1393

داستان این فیلم در مورد بهروز پسر یک خانواده اصیل و خاتم کار شیرازی است. این فیلم سعی در نشان دادن هنر خاتم کاری در شیراز در دل قصه ای جذاب و دیدنی دارد. این فیلم داستان تعهد بهروز به پدرش برای به اتمام رساندن یک کار نیمه تمام را روایت می کند که دستخوش اتفاقاتی می شود که قصه را پیش می برد.

بوی باران 1392

این سریال درباره مادر و دختری است که بعد از ۳۰ سال یکی از همرزمان مرد خانه‌شان را که دچار فراموشی شده است، پیدا می‌کنند و برای اینکه به حافظه او دست پیدا کنند به ناچار وارد دوران جنگ می‌شوند.

قشلاق آخر 1390

خسرو پسر عشیره، دانش آموخته ی دانشگاه است. او اکنون با ازدواج با صنم دختر نشان کرده اش مخالف است. ماه بانو مادر خسرو و علی یار پدر صنم از این مسأله دلگیرند و کاکاخان بزرگ عشیره و عموی خسرو نیز ناراضی است. کاکاخان مهلتی یک روزه به خسرو می دهد و خسرو در مواجهه با دوستش که او نیز تن به ازدواجی عشیره ای داده است می شنود که باید خود را به دلش بسپارد. خسرو پس از سرآمدن مهلت یک روزه، موافقت خود را با ازدواج با صنم اعلام می کند، اما ...