برچسب زهرا داوودنژاد (واله داوودنژاد)

شوخی کردم 1396

در مجموعه شوخی کردم، کلیپ‌های طنز در محیط‌ها و قالب‌های خاصی اجرا می‌شود که میتوان به اتاق عمل، عصر حجر، متهم و بازپرس، زن و شوهر باتجربه، اخبار، نقد ادبی، گزارشگر تلویزیونی، میزگرد تلویزیونی اجتماعی و کارشناس مهمان، میزگرد تلویزیونی سینما و کارشناس مهمان اشاره کرد.

هیات مدیره 1397

قصه زوج جوانی را روایت می‌کند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه می‌شوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم می‌خورد.

دنگ و فنگ روزگار 1397

داستان آن به ارتباط دو دوست بر می‌گردد که طی شراکتی دچار مشکلاتی می‌شوند و ناچار خواهند شد سال‌ها این مشکل را پنهان کنند. همین پنهان‌کاری باعث اتفاقات طنزی می‌شود. در قسمتی از این فیلم یکی از دوستان اقدام به فروش سهم خود می‌کند که بعد از فهمیدن شریکش موجب ناراحتی و اقدام متقابل شریک می‌شود.

روزگار جوانی 2 1400

پس از گذشت سال‌ها، عباس‌آقا (بیوک میرزایی) تصمیم می‌گیرد که بخشی از خانه مسکونی‌اش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباس‌آقا می‌شوند، بی‌خبر از اینکه ...

دفترخانه شماره 13 1388

داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.

تاوان 1387

داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير مي‌كشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزاده‌اي متوسل مي‌شود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشت‌هاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...

باغچه مینو 1382

داستان یک باغ بزرگ موروثی است که مراسم‌های مختلفی چون عزا و عروسی در آن برگزار می‌شود و مراسمهای مختلف و گاه و بیگاه متضاد، ماجراهای کمیک و جالبی را به وجود می‌آورد.

من یک مستاجرم 1383

این داستان یک پیرزن به نام زمانه خانم (با بازی کتایون امیرابراهیمی) است که دارای یک ساختمان پنج واحده درتهران است و از خارج برمی گرددو در فرودگاه با پسری به نام مسعود آشنا شده و مسعود او را تا خانه‌اش می‌رساند. مباشر زمانه خانم خانه را اجاره داده‌است… مسعود مباشر جدید می‌شود و به دنبال مستأجر برای خانه می‌گردد. اولین مستاجران ناصر و همسرش نیره که ناصر، دوست مسعود و نیره از اقوام مسعود است، به همراه دو زوج دیگر در خانه ساکن می‌شوند. مسعود هم برای اینکه در خانه بماند مجبور به ازدواج می‌شود. خواهر زاده زمانه خانم با نام نیلوفر از خارج می‌آید و مسعود عاشق او می‌شود. نصف خانه مال نیلوفر بوده و مستاجران باید خانه را خالی کنند و در آن زمان پدر ناصر از شهرستان می‌آید و…