نان عشق موتور وسپا (نمایش) 1403
این فیلم، داستان دختری را روایت میکند که برای تولد ۱۸ سالگی خود، پدر و مادرش را به جایی ناآشنا دعوت میکند. پدر و مادر برای رسیدن به آنجا سفری را از منچستر به لندن آغاز میکنند. در این سفر آنها زندگی گذشته خود را مرور میکنند.
مادری ۸۰ ساله در خانوادهای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق میشود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همهی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمیتواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیهی خانواده، مادر را به آرزویش میرساند.
این فیلم داستان یک سرهنگ نیروی انتظامی را روایت کرده که در آگاهی کار می کند؛ ولی از روزگار قدیم و جوانی اش به تئاتر و سینما و بازیگری علاقه دارد. حالا هم پسرش مثل خود او به این کار علاقه دارد و اصل داستان هم از جایی شروع می شود که آقا پسر، پدرش را به یکی از اجراهایش دعوت می کند؛ اما در آن اجرا، بهروز کارگردان نمایش که خودش هم در یکی از نقشها بازی می کند به طرز مرموزی به قتل می رسد.
در سریال دفتر یادداشت، ایرج و حمید، رفقای قدیمی از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پروندههای جنایی درد میکند، پای آنها ناخواسته به پرونده قتلهای زنجیرهای باز میشود… پروندهای که با ورود آنها آبستن حوادث خطرناکتری میشود، اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست، در این بین ایرج به دلیل مشکل مغزی منحصر به فردش مرتبا همهچیز و همهکس را از خاطر میبرد…