برچسب زنان

پرونده‌ای برای جنجال یک جلد

«بی‌سلیقگی»؛ مفهومی که مرد شماره یک وزارت آموزش‌وپرورش را واداشت تا رو به لنز دوربین رسانه‌ها بنشیند و بابت رخ دادن آن از یک «جامعه» معترض، عذرخواهی کند: «یک بی‌سلیقگی در حذف تصویر دختران از کتاب سوم ابتدایی انجام ‌شده است؛ لذا از این بابت عذرخواهی و آن را اصلاح می‌کنیم.» ماجرا از غیبت دانش‌آموزان روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان شروع شد؛ جلدی که در فضای مجازی دست‌به‌دست چرخید و کنش و واکنش‌های زیادی را به دنبال خود همراه کرد و باعث شد تا کاربران فضای مجازی به این بهانه و با به اشتراک گذاشتن سایر کلیشه‌های جنسیتی موجود در کتاب‌های درسی و همچنین با قراردادن عکس «مریم میرزاخانی»، نابغه ایرانی در جلد کتاب ریاضی به این رویکرد آموزش‌وپرورش بتازند؛ انتقادهایی که استدلال و توجیه تصمیم‌گیرندگان آن نیز نتوانست،  منتقدانش را توجیه کند؛ آنجا که گفته شد: «ازآنجاکه تصویر قبلی بسیار شلوغ و تعداد مفاهیم ریاضی مطرح‌شده در آن تصویر بسیار زیاد بود، پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیباشناسی و روان‌شناسی بخش‌های مختلف کتاب را بررسی می‌کنند بر این بوده است که تصویر خلوت‌تر شود.

زنانی که دیگر حذف نمی‌شوند!

مطرح‌شدن روزافزون خواسته‌ها، مسائل، اعتراضات و نظرات زنان و موضوعات در ارتباط با آن‌ها، از خلال رسانه‌های غیررسمی و غالبا شبکه‌های اجتماعی، پدیده‌ای است که دست‌کم در یکی دو سال اخیر به‌طور چشمگیر شاهدش بوده‌ایم. این‌که چرا زنان در رسانه‌های رسمی (به‌معنای رسانه‌هایی که در داخل کشور و از جانب دولت به رسمیت شناخته می‌شوند)، کمتر و دست‌به‌عصا حضور دارند، مجالی جداگانه می‌طلبد. اما آنچه روشن است، امکان اظهارنظر آزاد در کنار دسترسی ساده‌تر و گسترده‌تر و البته مخاطبان بیشتر در شبکه‌های اجتماعی است؛ چیزی که در رسانه‌های رسمی به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. این امر باعث شده تا موضوعاتی که در گفتمان رسمی با ملاحظات مواجه‌اند، در مجراهای رسانه‌ای غیررسمی بیشتر مجال مطرح‌شدن پیدا کنند.

از سافروجت‌ها تا انجمن آمریکایی حق رأی زنان

اگر گذرتان به تاریخ کشورهای انگلستان و آمریکا خورده باشد، آغاز جنبش حق رأی برای زنان را میتوانید از دهههای پایانی قرن 19 دنبال کنید. این جنبش، به عنوان اولین مطالبه در راستای برابری، پیامدهای مهمی داشت و آثار ماندگاری چه از نظر فکری و چه از نظر شکل و شیوههای مبارزه بر زنان نسلهای بعد گذارد. آن چنان که با گذشت بیش از یک قرن همچنان میتوان پیرنگ مباحث گسترده آن جنبش را در گفتوگوهای امروزی نیز جست‌وجو کرد. این جنبش در بسیاری از کشورهای اروپایی و در قرن بعدی در بسیاری از کشورهای جهان شکل گرفت. اما اشاره به دو کشور آمریکا و انگلستان به این دلیل است که جنبش حق رأی در این دو کشور در آغاز قرن 20 به یکدیگر پیوستند و اثرات مهمی بر شکل مبارزه یکدیگر داشتند. 

زنان قربانی آشفتگی ساختاری

سال‌هاست که می‌شنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه می‌شوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضح‌تر این‌که وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما این‌که ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشم‌داشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمان‌های مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاه‌ها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجه‌گیری می‌کنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آن‌چه در این یادداشت می‌خواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست. 

شهری برای همه

نوشتن درباره پرسه‌زنی و تجربه مواجهه با شهرها هیچ‌وقت به اندازه سال‌های اخیر مُد نبوده است. گشت‌وگذار سریع بین عناوین‌ کتاب‌های چاپ شده، ورق زدن مجلات منتشر شده، اقبال عمومی به فرم نوشتاری «جستار» که مبتنی بر تجربه نگارنده آن است و حتی بالا و پایین کردن صفحه‌های توییتری و اینستاگرامی به خوبی گویای تمایل جمعی برای نوشتن و خواندن از تجربه پرسه‌زنی و مشاهده شهر و محیط است.

غفلت در رابطه زناشویی عامل فروپاشی بنیان خانواده

بررسی علت‌های تنبلی جنسی زنان و مردان و لطمه‌های آن، یکی از گفته‌هایی که این روز‌ها بسیار در کلام همسران جاری می‌شود این است که مشکلات اقتصادی، یا شرایط زندگی، زمان و امکان و حتی حوصله پرداختن به روابط زناشویی را در میان زوجین محدود کرده یا بشدت کاهش داده است.