برچسب رژیم صهیونستی

گفت‎وگوی وزرای امور خارجه ایران و جمهوری آذربایجان/ تاکید بر احترام متقابل به حسن همجواری

وزیر امور خارجه در گفت‌وگو با همتای جمهوری آذربایجانی خود با تاکید بر توطئه رژیم صهیونیستی علیه انسجام، امنیت و پیشرفت کشورهای منطقه، گفت: از وجود اختلاف میان کشورهای منطقه، صرفا دشمنان سود می‌برند.

رضایی: با آمریکا توافق هم کنیم اعتباری ندارد/ترامپ یا سگ هارش در منطقه را مهار کند یا منتظر سیلی سخت باشد + فیلم

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، با هشدار نسبت به بی‌پاسخ نماندن جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان گفت: ترامپ سگ هارش را مهار کند یا منتظر «سیلی سخت» مقاومت باشد.

پیکر ارباً اربای مهران ما را به یاد کربلا انداخت

فرمانده آقا مهران به پدرش در اول تیرماه اطلاع دادند و گفتند پادگان از سوی رژیم صهیونیستی مورد تجاوز قرار گرفته و آقا مهران مجروح شده است. فرمانده نخواسته بود ناگهانی خبر شهادت را بدهد و به این وسیله زمینه‌چینی کرده بود. کمی بعد متوجه شدیم آقا مهران درپی تعرض صهیونیست‌ها به منطقه یکم امامت نیروی دریایی ارتش در شامگاه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ به شهادت رسیده است

آخرین جمله‌اش این بود «جانم فدای خاک وطنم»

محمد همیشه اهل خدمت و محبت بود. خوبی‌های محمد دل ما را می‌سوزاند. او واقعاً پسر خوبی بود. مهربان و دلسوز و به همه رسیدگی می‌کرد و به همه سر می‌زد. همه را دوست داشت. محمد بیشتر وقتش را صرف کار و مسئولیت‌هایش می‌کرد. بعد از شهادتش پیکرش را در قطعه ۴۲ بهشت زهرا به خاک سپردند. ما هم بعدازظهر‌ها و به‌ویژه پنج‌شنبه‌ها به مزارش می‌رویم. می‌رویم، اما دلتنگی‌مان تمامی ندارد 

شهادت پاداش خدمات صادقانه آقا مصطفی به مردم بود

همسرم هر بار که تماس می‌گرفت، همیشه از ما حلالیت می‌طلبید؛ انگار خودش می‌دانست که قرار است این اتفاق بیفتد. تماس‌ها اغلب کوتاه بودند، مگر شب آخر. همان شبی که هم تولد پسرم بود و هم تولد خودم. آن شب با ما صحبت کردند، تبریک گفتند و با خنده و شادی گفتند: «ان‌شاءالله جنگ یکی دو روزه تمام می‌شود، می‌آیم دیدن‌تان و حتماً هدیه‌های تولدتان را هم می‌آورم.» ما هم دلگرم شدیم و امیدوار بودیم که به زودی دوباره او را ببینیم 

توجه شهید سلامی به کتاب‌های دفاع‌مقدس ستودنی بود

شهید شادمانی از دوستان نزدیک و از همرزمان بنده در دفاع‌مقدس با شهید غلامعلی رشید با هم کار می‌کردند، خیلی وقت‌ها که پیش شهید شادمانی می‌رفتم، شهید غلامعلی رشید را هم ملاقات می‌کردم. یک جمله‌ای شهید رشید در مورد شهید شادمانی گفته بود که اگر شادمانی نبود، کار من لنگ می‌ماند. اینقدر که این دو نفر با هم جور بودند