آخرین جمله‌اش این بود «جانم فدای خاک وطنم»

محمد همیشه اهل خدمت و محبت بود. خوبی‌های محمد دل ما را می‌سوزاند. او واقعاً پسر خوبی بود. مهربان و دلسوز و به همه رسیدگی می‌کرد و به همه سر می‌زد. همه را دوست داشت. محمد بیشتر وقتش را صرف کار و مسئولیت‌هایش می‌کرد. بعد از شهادتش پیکرش را در قطعه ۴۲ بهشت زهرا به خاک سپردند. ما هم بعدازظهر‌ها و به‌ویژه پنج‌شنبه‌ها به مزارش می‌رویم. می‌رویم، اما دلتنگی‌مان تمامی ندارد 

محمد همیشه اهل خدمت و محبت بود. خوبی‌های محمد دل ما را می‌سوزاند. او واقعاً پسر خوبی بود. مهربان و دلسوز و به همه رسیدگی می‌کرد و به همه سر می‌زد. همه را دوست داشت. محمد بیشتر وقتش را صرف کار و مسئولیت‌هایش می‌کرد. بعد از شهادتش پیکرش را در قطعه ۴۲ بهشت زهرا به خاک سپردند. ما هم بعدازظهر‌ها و به‌ویژه پنج‌شنبه‌ها به مزارش می‌رویم. می‌رویم، اما دلتنگی‌مان تمامی ندارد 

  جوان آنلاین: زمزمه مدافعان آسمان در روز‌های پر التهاب جنگ تحمیلی ۱۲ روزه این بود: ایران وطنم، همه جان و تنم/ تا عشق تویی، عاشق دیوانه منم… 
مردان پدافند هوایی، همان نگهبانان همیشه بیدار آسمانند؛ روح بیدار یک ملت که پاسداری از آرامش خانه‌به خانه این سرزمین، وامدار دست‌های استوارشان است. آنان بودند که در لحظه‌های آتش و خطر، با ایمان و شجاعت خود، آرامش امروز را رقم زدند. در آن نبرد نابرابر، پدافند نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ۳۵ شهید تقدیم کرد؛ قهرمانانی از جنس ایثار که خون‌شان بر خاک وطن ریخت تا پرچم ایران در آسمان بلند بماند. شهدای پدافند نیروی هوایی، چهره‌های ماندگار این دفاع مقدس‌اند، نام‌هایی روشن همچون امیر سرتیپ دوم منصور سلطانی‌فرد، حاج حمید امیریان، مجتبی عرفانیان، حسن تکلو و محمد علیزاده. این روایت برگرفته از گفت‌وشنود ما با زهرا اسماعیلی، متولد ۱۳۳۲، مادر شهید محمد علیزاده است. او واژه واژه قصه فرزندش را با بغضی فروخورده و دلی سرشار از ایمان بازگو می‌کند.

سرنوشتی که او را به پدافند هوایی کشاند

مادر شهید صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کند و می‌گوید: «من چهار فرزند دارم که از میان‌شان محمد به شهادت رسید. وقتی محمد به دنیا آمد، قرار شد برایش اسم انتخاب کنیم. برادرش تحت تأثیر فیلم محمد رسول‌الله اصرار داشت نام او حمزه باشد. می‌گفت مامان! اسمش را بگذاریم حمزه! اما پدرش گفت خودت مهدی هستی، پس برادرت هم باید نامش محمد باشد. همین شد که اسمش را محمد گذاشتیم. 

پدرشان سرهنگ نیروی هوایی ارتش بود. همیشه اول هر سال خمس و واجبات شرعی خود را پرداخت می‌کرد. فرزندانم با شیر و غذای پاک بزرگ شدند. همه آنها بچه‌های خوب، مؤمن و اهل نماز هستند. محمد از همان کودکی بچه‌ای آرام بود. از نوزادی به قدری آرام بود که حتی صدای گریه‌اش را خیلی کم می‌شنیدیم. با اینکه آرام و متین بود، درعین حال بسیار فعال و پرتکاپو بود و به همین دلیل همیشه برای من فرزندی خاص و دوست‌داشتنی به حساب می‌آمد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *