برچسب روزنامه نگاری
«بهروز بهزادی» و مرور خاطرات روزنامه نگاری اش
همایشی «معتمدنژاد و مساله ارتباطات در ایران» برگزار می شود
روزنامهنگاری در ایران انباشت تجربه ندارد
مشکلات رسانههای رسمی ایران قبل از شیوع کرونا کم نبود. گرانی بیرویه کاغذ و ابزار چاپ، جریانهای بدون ضابطه تعدیل و اخراج نیروها و روزنامهنگاران در شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص، رقابت نادرست فضای مجازی با فضای رسانهای حرفهای و… با شیوع کرونا شدیدتر شد و شرایط تازه قرنطینه و دورکاری برخی از مشاغل و روزنامهنگاران، کم شدن آگهیها بهتبعِ تعطیلی برخی مشاغل، تغییر لحظهای قیمت کاغذ و چاپ و موارد دیگر باعث شد زنگ خطر رسانهها بهخصوص روزنامهها و نشریات چاپی بلندتر از قبل به صدا درآید و با تعدیل و اخراج بخش دیگری از روزنامهنگاران، کمشدن صفحات و تعطیلی نشریات بیش از قبل مواجه باشیم.
رسانهها در قرنطینه هم آنلاین بودند
کرونا معادله زندگی آدمها را بر هم زد و باعث شد آنها سبک و سیاق جدیدی برای ادامه زندگی خود انتخاب کنند؛ زندگی با کرونا و همراهیکردن این ویروس مهلک و افسارگریخته که اکنون حدود 9 ماه از شیوع آن در ایران میگذرد. از همان ابتدایی که سروکله این ویروس چینی پیدا شد، بسیاری از مشاغل و کسبوکارها رکود و ضرر و زیان بسیاری را متحمل شدند و برخی نیز ترجیح دادند برای مدتی آن کسبوکار خود را تعطیل کنند. در این میان، اما خبرنگارها و روزنامهنگارها و سایر اهالی رسانه از جمله کسانی بودند که از همان ابتدای شیوع بیماری کووید 19 بیکار ننشستند و به تولید محتواهای مختلف در این باره پرداختند؛ برخی پا به میدان گذاشتند و با مراجعه به مراکز و بیمارستانهایی که منبع اصلی آلودگی به شمار میآمد به تهیه گزارش میدانی پرداختند. کرونا، اما برخی از روزنامهنگارها را خانهنشین کرد و سبب شد تا آنها به جای حضور در تحریریهها به صورت دورکاری کارشان را ادامه دهند و تجربه جدیدی از روزنامهنگاری را تجربه کنند؛ تجربهای که مهری مصور، سمیه مسرور و مینا عباسیان که هر سه از اهالی رسانه هستند، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» از آن میگویند.
دلتنگ تحریریه نه، دلتگ حضور در میدانیم
این روزهای کرونایی تحریریهها خالیتر و خلوتتر از هر زمان دیگری هستند و در آنها ردپایی از جنب و جوش و تلاش برای ربودن سوژههای روز و بکر و پرداختن به آنها قبل از اینکه رقبا به آن دست یابند و سوژه را از آن خود کنند، نیست. هرچند مطبوعات و خبرگزاریهای اصفهان، حالا چندین و چند سال است که به چنین تحریریههایی تقریبا عادت کردهاند و مدیران مسئول و سردبیران برخی از این روزنامهها و نشریهها برای گریز از پرداخت حقوق و حقالتحریر به خبرنگاران و روزنامهنگاران عطای حضور آنها را به لقایشان بخشیدهاند و ترجیح میدهند که صفحات خود را با عکسها و محتواهای اینترنتی پُر کنند و به قول یکی از همین سردبیران، روزنامهداری این روزها جای روزنامهنگاری را گرفته است، اما وضعیت کرونایی و جولان این ویروس مهارناشدنی معادلات جدیدی را برای مطبوعات و خبرگزاریها به ویژه همان تعداد محدودی که در حوزه تولید محتوا فعال بودند و به عکس و خبرهای دریافتی بسنده نمیکردند، رقم زد و باعث شد تا بنا به مصلحت و رعایت پروتکلهای بهداشتی برخی از آنها از تحریریهها دور شوند و در خانه دورکاری کنند.
کمپین جهانی برای نجات مطبوعات چاپی
ائتلافی متشکل از اتحادیههای جهانی، به نمایندگی از حدود ۲۱ میلیون کارگر در سراسر جهان، در پی بحران همهگیری بیماری کرونا، کمپین «بسته نجات و بقا برای صنعت رسانههای چاپی» را راهاندازی کرده است. به گزارش «IFJ»، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران به همراه اتحادیه جهانی (UNI) از دولتها میخواهند تا با کسب مالیات از شرکتهای بزرگ اینترنتی از رسانههای چاپی حمایت کنند. آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ) بر ضرورت واکنش فوری دولتها در این زمینه بهعنوان بخشی از کالای عمومی و ستون اساسی دمکراسی تأکید کرد. فعالان این کارزار تلاش میکنند تا دولتها را به اخذ مالیات خدمات دیجیتال از غولهای فناوری مانند آمازون، گوگل، فیسبوک و همچنین تصویب بستههای نجات اضطراری برای صنعت رسانههای چاپی متقاعد کنند.
اصفهانزیبا، صفحه یازده، بیسیمچی و دیگر هیچ…!
«اصفهانزیبا» هفدهساله میشود؛ ولی من همه هفدهسالش را ندیدم. من از دوازدهسالگی روزنامه کنارش بودم. من نوشتن در دنیای خبر و خبرنگاری را یازده سال پیش با جامعهنویسی شروع کردم؛ اما اصفهانزیبا برای من سکوی جدی پرتاب و پرش به دنیای دیگری بود. دنیایی رها از خبر و استرس، دنیایی که الفبای نوشتن در آن «ایثار» بود؛ ایثاری برآمده از آغوش گرم «مادران» و لقمه حلال «پدران» ی که فرزندانشان پیامبران زمان بودند.
