برچسب روزنامه شرق

گروه‌های اینترنتی خانوادگی کارخانه تولید احساسات گروهی

گروه اندیشه: محمد آقاسی‌-جامعه‌شناس و پژوهشگر افکار عمومی در روزنامه شرق مطلبی نوشته در باره نحوه رخداد احساس خوشبختی در خانواده. او معتقد است« خانواده‌های معاصر، نه‌فقط در شیوه خوشبختی ‌یا بدبختی، بلکه در شیوه گردش احساساتشان با یکدیگر متفاوت شده‌اند. روزگاری یک سفره یا دورهمی، یک دیدوبازدید و یک جمع‌شدن در حیاط خانه، باعث جریان‌یافتن احساسات خانواده می‌شد؛ اما امروز بخش مهمی از انرژی عاطفی و احساسی، در سکوت یک صفحه نمایش و بینابین پیام‌های یک گروه اینترنتی خانوادگی یا فامیلی شکل می‌گیرد.» این مطلب را در ادامه می خوانید:

روزنامه شرق: چرا رسانه کل نظام با تصمیم نظام برای مذاکره با آمریکا علنا مخالفت می‌کند؟

طبق قانون اساسی و قانون نحوه اداره صداوسیما، این سازمان باید جهت‌گیری‌های کل نظام را دنبال کند. بودجه این سازمان از محل بودجه عمومی و توسط ملت تأمین می‌شود. شورای نظارت بر صداوسیما نیز متشکل از نمایندگان هر سه قوه است.

روزنامه شرق: هزینه دوگانه سازی مذاکره – مقاومت از جیب مردم پرداخت می‌شود

در سیاست امروز، کمتر چیزی به اندازه دوگانه‌سازی‌های مصنوعی به منافع ملی آسیب زده است. یکی از مهم‌ترین این دوگانه‌ها، تقابل ساختگی میان مقاومت و مذاکره است؛ دو مفهومی که در عمل نه رقیب یکدیگر، بلکه مکمل یکدیگرند.

نقد روزنه گشایی فراستخواه؛ از «نبوغ بقا» تا تسلیم در برابر قدرت/ آیا کنشگری مرزی نجات‌بخش ایران است؟/ وقتی «وفاق ملی» به رتوش وضع موجود بدل می‌شود

 گروه اندیشه: روزنامه شرق به قلم بهاره بیات، مقاله ای منتشر کرده، در باره نظریه کنشگری مرزی مقصود فراستخواه و کارکردهای سیاسی آن. بیات در مقاله خود  به نقد نظریه «کنشگران مرزی» مقصود فراستخواه می‌پردازد؛ نظریه‌ای که تداوم حیات و نوسازی ایران را نه حاصل شورش‌های توده‌ای یا اراده مستبدان، بلکه مرهون عملکرد نخبگانی می‌داند که در فضای خاکستری میان «دیوان حکومتی» و «ایوان اجتماعی» روزنه‌گشایی کرده‌اند. از نظر بیات فراستخواه با تلفیق مفاهیم نورث، عجم‌اوغلو، گیدنز و رورتی، این الگوی رفتاری را نوعی «نبوغ بقا» و عقلانیت تدریجی برای تبدیل مطالبات عمومی به ساختارهای مدنی تلقی می‌کند. با این حال، مقاله با تحلیل بیانیه‌های «روزنه‌گشایی» و دکترین «وفاق ملی»، نشان می‌دهد این رویکرد در مقام عمل دچار فروپاشی متدولوژیک شده است. این نظریه با تقلیل سیاست به محاسبات فنی، ترجیح ثبات بر تغییر و چشم‌پوشی از نابرابری‌های بنیادی، «امر سیاسی» را حاشیه‌نشین می‌سازد. در نهایت، از نظر بیات، کنشگری مرزی به‌جای گشودن افق‌های رهایی و ایجاد نهادهای فراگیر، به توافق‌های پشت‌پرده میان الیت حاکم، توجیه انفعال و تکنوکراسی نئولیبرالی برای اداره بوروکراتیک بحران‌ها سقوط کرده است. در ادامه این مقاله را می خوانید: