برچسب روزنامه اصفهان زیبا

تولد یک ملت در تصمیم «نیم‌شب»

«گریه کن، گریه کن، گریه کن»؛ چون گاهی باید گریه کرد و دیگر هیچ، انتخاب دیگری پیش‌رو نیست. گاهی زندگی، نَفَس، تسلی، در پناه گریه معنا می‌یابد، در آغوش اشک‌های شفاف و روان و پرسروصدای نوزادی که بعد از انتظاری طولانی به روی دنیا چشم باز می‌کند.

هوام رو نداشتی «هوایی» شدم!

مسئولان استانی از توقف موقت مازوت‌سوزی در اصفهان خبر داده بودند؛ اما حالا چند روزی است که مشعل‌های مازوت در نیروگاه شهید منتظری دوباره به مدار آمده‌اند تا نشان دهند، زور اصفهانی‌ها به تصمیمات پایتخت‌نشینان نمی‌رسد و علی‌رغم وعده و وعیدهایی که در این باره می‌دهند، کاری از دستشان برنمی‌آید.

70 شب ایستادگی

یازدهم اسفند، دومین شبی است که خبر شهادت رهبر اعلام شده. حوالی ساعت ۸:۳۰ شب به چهارراه نظر می‌رسم. فضای مستطیل‌شکل میان چهارراه بسته شده است و مردم آن میان ایستاده‌اند.

بیم‌وامیدهای «امید»

در سال‌های اخیر هرم جمعیتی ایران با سرعتی نگران‌کننده به سمت سالمندی پیش می‌رود و نرخ باروری کلی به زیر سطح جانشینی سقوط کرده است؛ وضعیتی که کارشناسان از آن به‌عنوان «ابربحران» یا «سیاه‌چاله جمعیتی» یاد می‌کنند و تداوم آن می‌تواند امنیت ملی، پویایی اقتصادی و ساختار اجتماعی کشور را در دهه‌های آینده با خطرات جدی مواجه سازد.

به رنگ بیعت

محمد موحدیان عطار، گرافیست و نقاش اصفهانی، جزو اولین نسل هنر گرافیک است و موهایش را در این عرصه سفید کرده است.

قدردانی؛ نسخه نو برای حجاب

فکر می‌کنم شما معنای شروع یک کار فرهنگی، آن‌هم از جانب نوجوانی ۱۸ یا ۱۹ساله را بدانید؛ کاری که بدون هیچ پشتوانه ارگانی یا دولتی و تنها با همراهی چند دوست آغاز شده است. نام این فعالیت «پویش مردمی دختر چادری» است.

مهمانِ جشنِ «تکلیف»

از عنوان کار معلوم است که می‌خواهم چه بگویم؛ من مهمان یک جشن «عبادت» شده بودم. شاید ظاهر کار تفاوت چندانی با جشن تکلیف زمان خودم نداشت؛ همان تزیینات و مهمان‌ها که نهایتا کمی به‌روزتر شده بود؛ اما خب من هیچ‌وقت مجری جشن تکلیف نداشتم.