برچسب رهبر شهید انقلاب

انس با «سفینه غزل» در هواپیمای ساواک و به سوی تهران!

تسلط به خویش و تبدیل تلخ‌ترین فرصت‌ها به موسمی برای آرامش از خصال بارز قائد شهید امت اسلامی بود. شواهد و از جمله خاطرات آن بزرگ نشان از آن دارد که این ویژگی از جوانی و ۲۴ سالگی در وی وجود داشته است. از جمله مصادیق این امر، ساعتی است که وی تحت‌الحفظ و در هواپیمایی از سوی ساواک زاهدان به تهران اعزام شد؛ لحظاتی که او به جای اندیشه به تلخی‌های آن دوره به التذاذ از یک غزل زیبا پرداخت

آنگونه که اسپانیا را از اسلام گرفتند می‌خواهند ایران را نیز بگیرند!

در روز نیمه رمضان ۱۳۴۲، یکی از مخبران ساواک به نام ابوالقاسم فرجی در مسجد شیعیان زاهدان حضور داشت و ماوقع را با دقت و اشاره به جزئیات، به مقام بالاتر گزارش داد. این روایت که در عداد یکی از اسناد مهم در باره تاریخچه مبارزات آیت‌الله خامنه‌ای قرار دارد، تصویری روشن‌تر از آنچه رهبر شهید در باب آن سخنرانی در خاطرات خویش ارائه داده‌اند را به دست می‌دهد، چراکه تقریباً بخش‌های مهمی از عبارات ایشان در این سخنرانی را آورده است. علاوه بر این از توصیف فضای حاکم بر مسجد نیز غفلت نکرده است

وقتی گفتند آزاد هستی دلتنگ برادران زندانی شدم

رهبر شهید: «وقتی وارد قزل قلعه شدم، همراه من یک قرآن، تسبیح، دفترچه تلفن و دفتر سفینه غزل بود، به اضافه کتاب تذکره المتقین که حاوی نکات عرفانی است. همچنین چهار تومان و دو قران هم در جیب داشتم. چون در زاهدان که بودم، همه پول من پنج تومان بود که با هشت قران آن وقتی در ساواک زاهدان بودم، نان و تخم مرغ خریده بودم. زندانبان وقتی آن مبلغ ناچیز را در جیب من دید، متأثر شد و دلش سوخت...»

تاریخ شناسی او به جای تحلیل بر تجربه و مشاهده تکیه داشت

آیت‌الله خامنه‌ای خود یک مورخ بودند. آنچه نقل می‌کردند، صرفاً بازگویی خاطره نبود، بلکه نوعی روایت تاریخی دقیق به شمار می‌آمد. ایشان از حافظه‌ای قوی، اشراف تاریخی و قدرت روایت‌گری بالایی برخوردار بودند و همین ویژگی‌ها، خاطرات ایشان را به منبعی ارزشمند برای پژوهش‌های تاریخی تبدیل می‌کرد. وقتی یک کلمه می‌گفتم، ایشان بسیاری از مطالب از تاریخ را بازگو می‌کردند که خودم هم نمی‌دانستم و برایم جالب بود 

۳ بار به هوش آمدن پس از انفجار انقطاع از جهان و تضرع به پروردگار

اولین ترور «آقای ایران»، در ظهرگاه ۶ تیر ۱۳۶۰ بود و دومین آن در صبحگاه ۹ اسفند ۱۴۰۴. خداوند خواست خامنه‌ای بزرگ را در اولین سوء قصد نگاه دارد تا نظام اسلامی در سایه‌سار سرو وجودش ۴۵ سال بماند و ببالد. امسال این مناسبت با مصیبتی بزرگ همراه است. داغ شهادت او وداعی که در روز‌های آینده شاهد آن خواهیم بود، جان بسا دلدادگانش را گداخته است. از این پس و تا سالیان فراوان، مناسبت‌های گوناگون ما را به یاد رهبر شهید خواهد انداخت... 

پسرم در زندان مرا نشناخت به همین دلیل تا چند روز دل‌آزرده بودم

رهبر شهید: «در زندان چهارم، نوشتن یادداشت‌های روزانه را شروع کردم، اما تا پایان ادامه ندادم، چون به حالت خستگی و دلزدگی دچار شدم. در اثر آن، نوشتن را رها کردم. آخرین جمله‌ای که در این زندان نوشتم، این بود: در اینجا نوشتن را متوقف می‌کنم، چون چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟... امروز که به آنها مراجعه می‌کنم از ادامه ندادن آنها تأسف می‌خورم زیرا بر خلاف آنچه گمان می‌کردم، بی‌فایده نبوده است...»