کژدم 33 1379
آقای تقی زاده و همسرش وجیهه در یک آپارتمان کوچک زندگی می کنند.یکی از دوستان قدیمی تقی زاده به نام دکتر جواد که به گفته خودش تازه از خارج آمده پیشنهاد می کند که در آپارتمان مسکونی آنها یک شرکت تاسیس کنند و با آوردن میز و صندلی تقی زاده و وجیهه را در مقابل عمل انجام شده قرار می دهد که این مسیله اتفاقاتی را به دنبال دارد...
داستان ویلای من دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است بهزودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آنها فوت کردهاند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او میباشد که بهطور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار میکنند متوجه این ماجرامیشوند و تصمیم میگیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.
فیلم شوخی ممنوع ، درباره سه دوست قدیمی است که هر بار برای هم نقشه ای می کشند و شوخی هایی انجام می دهند که برایشان دردسر ساز می شود. یکی از این شوخی ها دردسر بزرگی برای هر سه شان به وجود می آورد....
یک مجری معروف برنامه های تلویزیونی برای زندگی از یک محیط سنتی به یک برج در منطقه بالای شهر نقل مکان می کند. این نقل مکان با گم شدن مبل کهنه قرمزی که یادگار مادرش بوده مصادف شده و پیدا کردن آن باعث به وجود آمدن ماجراهایی می شود.
بمانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتی به استخدام یک اداره دولتی در میآید ولی به دلیل وظیفه شناسی و وجدان کاری، مورد حسادت برخی از کارمندان قرار می گیرد و…
پلیس آسمانی داستان پلیس مهربان و وظیفهشناسی را روایت میکند که در محلهای مشغول زندگی و خدمت است و با بچههای آن محله ارتباط صمیمی و دوستانهای دارد در این محله عروسکهایی نیز حضور دارند که گاه شخصیتهای منفی داستان هستند و همواره سعی دارند به هر طریقی، بچههای محله را به سوی اعمال خلاف بکشانند. اما هر بار «پلیس آسمانی» به نوعی وارد ماجرا میشود و ضمن هدایت بچهها، آنها را از مهلکه اعمال ناشایست و خلاف نجات میدهد.
سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانهای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.