برچسب رضا صفایی پور

آنها هیچکس را دوست ندارند 1372

«فرهاد» جوان فریب خورده‌ای است که مأموریت دارد شخصی را ترور کند.او پس از ورود به ایران و تماس با تشکیلات،با «شمس» پرستار شخص مورد نظر آشنا می‌شود و به مرور درمی‌یابد که هدف،یکی از دانشمندان اتمی ایران است.«فرهاد» که به ماهیت تشکیلات و فریبکاری آنها پی برده‌است از انجام مأموریت سرباز می‌زند.حال تشکیلات در پی آن است که خود او را نیز از بین ببرد. اما در نهایت این نیروهای امنیتی و انتظامی هستند که موفق می‌شوند تشکیلات را به کلی متلاشی کنند.

سیمرغ 1371

این مجموعه تلویزیونی روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی است.

خانه در آتش 1373

خانواده‌ای در آرامش و رفاه مشغول گذران زندگی است. پدر خانواده تصمیم می‌گیرد دست به قاچاق مواد مخدر بزند و با این تصمیم، خانواده را دچار مشکلات زیادی می‌کند. با درگیر شدن سایر اعضای خانواده در این بلای خانمان‌سوز، دیگر آرامش از آن خانه رخت برمی‌بندد و …

چهل سرباز 1386

این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطوره‌های ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگی‌نامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام می‌پردازد.

طوفان سینمای ایران درگذشت

به گزارش سروش سینما، سید عباس عظیمی مدیرعامل موسسه درگذشت رضا صفایی‌پور معروف به طوفان بازیگر پیشکسوت سینما و عضو فقید موسسه هنرمندان پیشکسوت را اعلام کرد. عظیمی ضمن عرض تسلیت به خانواده مرحوم صفایی پور گفت : متاسفانه طی تماس تلفنی فرزند ایشان…

گیج گاه 1399

فیلم گیج‌گاه درباره یک معلم ادبیات و ورزش است که کلاس کاراته دارد و چشمش مادر مطلقه‌ یکی از شاگردانش را گرفته. اما کلی اتفاق عجیب و غریب دیگر می‌افتد و حتی پای جمشید هاشم‌پور ستاره فیلم‌های اکشن ایرانی آن سال‌ها هم به قصه باز می‌شود و قضایا طوری به هم می‌پیچد که انتظارش را ندارید.

عفریت 1361

چهار خبرنگار ايراني كه با آوارگان و رزمندگان فلسطيني ارتباط دارند پس از پيروزي انقلاب با انتشار اطلاعيه اي اعلام مي كنند كه در صددند كتابي را به نام «سرمار»، كه شامل اسامي صهيونيست هاي ايراني است ،منتشر سازند. مردي به نام نيك پور، كه در دايره صدور مجوز انتشار كتاب نفوذ كرده و با عوامل صهيونيسم ارتباط دارد، كتاب را با دريافت رشوه در اختيار صهيونيست ها مي گذارد. گروهي از صهيونيست ها براي نابود كردن خبرنگاران و نسخة دوم كتاب وارد كارزار مي شوند. سرگروه خبرنگاران، به نام ابوجاسم، با همكاري يكي از دوستانش، كه كاراته باز است، به مقابله با صهيونيست ها مي شتابد و با همكاري پليس عوامل صهيونيسم را به دام مي اندازند و كتاب را به چاپ مي رسانند.