برچسب رضا رویگری

صندلی چهارساله 1394

حمید جهاندار ۵۵ ساله نماینده مجلسی که خود را برای رقابت‌های دور بعد از انتخابات آماده می کند. تصمیم دارد برای تبلیغات و جمع‌آوری رأی و نظر مردم حوزه انتخاباتی اش سفری به منطقه کند. این درحالی است که افراد ستاد انتخاباتی‌اش در شهرستان در حال انجام تبلیغات و زمینه سازی برای ورود او به شهرستان هستند. حمید جهاندار به همراه محافظش و در لباس مبدل به منطقه خود می رود و...

زمانی برای عاشقی 1392

این مجموعه به موضوعاتی مانند ساخت ابزار عزاداری سیدالشهداء و تعزیه‌خوانی می‌پردازد. حاج مرتضی (فرهاد قائمیان)، بازاری خوشنام و اهل خدای است که یک اتفاق ناخواسته زندگی او را از این رو به آن رو می‌کند. او تصمیم می‌گیرد به حال و هوا سال‌های خوش گذشته خود، بازگردد.

جزیره 1400

سریال جزیره روایت زندگی خبرنگار جسوری به نام صحرا است که در عشق شکست خورده و تحقیر شده، به دنبال برابری با ارشد شاهنگ، معشوق خود که از خانواده اصیل و ثروتمندی بوده تصمیمات ماجراجویانه ایی میگیرد و وارد روابط تجاری پیچیده‌‌‌ای می‌شود که زندگی او و خانواده شاهنگ را دستخوش تغییرات اساسی می‌کند.

شاهگوش 1392

کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …

سه پنج دو 1390

حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج می‌کنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.