غریبه 1382
این فیلم روايت آزاد شدن منصور پس از 6 سال اسارت را در زندان به تصوير مي كشد.
این فیلم روايت آزاد شدن منصور پس از 6 سال اسارت را در زندان به تصوير مي كشد.
داستان این سریال دربارهٔ دو برادر است که در شرکت نفتی جنوب مشغول کارند.
«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا میکند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی میکند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان میرود و...
داستان درباره مردی است به نام سیف الله که با همسرش زندگی می کند و پس از سالها زندگی تصمیم می گیرند تا از هم جدا شوند. همسر آقا سیف الله دادخواستی ترتیب داده تا نصف دارایی های آقا سیف الله به نام او شود. اما آقا سیف الله قبول نمیکند تا نصف دارایی هایش را به نام همسرش کند. آقا سیف الله قبری دارد که تصمیم به فروش آن می گیرد تا با فروش قبر بدهی اش را به طلبکارش بدهد اما متوجه می شود که قبر ۱۶۰ تومن می ارزد. قبر آقا سیف الله دو طبقه است یکی از طبقات قبر برای خانم آقا سیف الله است پس تصمیم می گیرد تا خانمش را راضی کند…
داستان مشکلات خانوادههای با اصالتی را بیان میکنند که در جامعه امروز فرزندانشان با مسائل و ناهنجاریهای غیراخلاقی روبرو میشوند و آرامش اصلی خانواده را از بین میبرند.
كريم و اتابك كه در محله اي در جنوب تهران زندگي مي كنند، با اخراج از كارخانه مجبور به دله دزدي مي شوند و با سرقت هاي كوچك و پرسه زني در خيابان ها زندگيشان را مي گذرانند. زماني كه ديگر كارد به استخوانشان رسيده و هيچ پولي ندارند، مردي به نام اژدر از آنها دعوت مي كند كه اتومبيلي را بدزدند. غافل از اينكه با قتل يك مهندس انبوه ساز و پخش چند سي دي كه در اتومبيل او پيدا شده، قرار است قتل اين مهندس به گردن كريم و اتابك بيفتد. دو دوست دله دزد، وارد يك بازي سياسي مي شوند كه به هيچ وجه در اندازه آنها نيست. آنها در ميانه يك موقعيت خطرناك گير مي افتند و پس از مدتي به اين نتيجه مي رسند كه خودشان به تنهايي نمي توانند از اين مخمصه نجات پيدا كنند. چون برايشان طوري پاپوش دوخته شد كه به اين راحتي نمي شود از آن خلاص شد. آنها با همراهي يك پهلوان قديمي زورخانه به نيروهاي اطلاعاتي نزديك مي شوند و سعي مي كنند مداركي در اختيار آنها قرار دهند كه از خودشان رفع اتهام شود. سرانجام با دخالت نيروهاي مسئول، خلافكاران اصلي لو مي روند و كريم و اتابك كه از اين ماجرا درس هاي زيادي گرفته اند، به يك زندگي سالم و طبيعي باز مي گردند.