برچسب رضا بنفشه خواه

دارا و ندار 1389

تیمور گلچین مرد مسن، خودخواه و ثروتمندیست که تمامی دارائیش را فروخته و در امر ساختمان سازی در دوبی سرمایه گذاری کرده و برای همیشه به آنجا می رود. در مسیر فرودگاه او با حاجی فیروزی برخورد لفظی پیدا می کند و حاجی فیروز به او از آه مظلوم و عدم ثبات روزگار میگوید. در دوبی تیمور به طور غیر منتظره ای با عوارض بحران اقتصادی جهانی مواجه می شود و میفهمد شریک ایرانی اش فرار کرده است و…

من یک مستاجرم 1383

این داستان یک پیرزن به نام زمانه خانم (با بازی کتایون امیرابراهیمی) است که دارای یک ساختمان پنج واحده درتهران است و از خارج برمی گرددو در فرودگاه با پسری به نام مسعود آشنا شده و مسعود او را تا خانه‌اش می‌رساند. مباشر زمانه خانم خانه را اجاره داده‌است… مسعود مباشر جدید می‌شود و به دنبال مستأجر برای خانه می‌گردد. اولین مستاجران ناصر و همسرش نیره که ناصر، دوست مسعود و نیره از اقوام مسعود است، به همراه دو زوج دیگر در خانه ساکن می‌شوند. مسعود هم برای اینکه در خانه بماند مجبور به ازدواج می‌شود. خواهر زاده زمانه خانم با نام نیلوفر از خارج می‌آید و مسعود عاشق او می‌شود. نصف خانه مال نیلوفر بوده و مستاجران باید خانه را خالی کنند و در آن زمان پدر ناصر از شهرستان می‌آید و…

گره 1364

در كوران انقلاب، شبي كه حكومت نظامي برقرار است، دانشجويي در حين پخش اعلامية ضد سلطنتي توسط مأموران حكومت نظامي دستگير مي شود. او مأمور نگهبان را مضروب مي كند و با دست هاي بسته به خانه اي پناه مي برد. مأموران در تعقيب او به جست و جوي خانه به خانه مي پردازند. او را مي يابند، دست هايش را باز مي كنند و همگي مي گريزند.

پدربزرگ 1364

حسين عطاردي با همسرش، فخري و پسرش، در خانه ي قديمي پدر زندگي مي كند. او و همسرش كارمند بانك اند. فخري با تهيه ي وام مسكن به اصرار به حسين مي قبولاند كه خانه ي‌ پدري را بفروشند و در يك مجتمع آپارتماني، در حومه ي شهر ساكن شوند. پدربزرگ مخالف است. آن ها به منظور فروش خانه، پدربزرگ را به آسايشگاه سالمندان مي سپارند. محمد، فرزند خانواده، كه به پدربزرگ علاقه مند است‌، او را در آسايشگاه مي يابد و به ديدارش مي رود. حسين با ديدن رفتار پسربچه پشيمان مي شود و به رغم تصميم همسرش درخانه ي قديمي پدر مي ماند. فخري نيز به خانه و زندگي باز مي گردد.

توهم 1364

دو تن از اعضاي «سازمان مجاهدين» در يك خانه تيمي پناه گرفته اند. يكي از آنها نسبت به مواضع فكري وسياسي سازمان ترديد دارد، اما ديگري همچنان بر ادامة راه راسخ است آن دو به دنبال حادثه اي خيال مي كنند كه به محاصرة نيروي انتظامي گرفتار شده اند، تلاش مي كنند تا اسناد درون سازماني را در آتش بسوزانند و با نيروهايي كه به آن‌ ها هجوم آورده اند مقابله كنند. در اين كشاكش آن كه نسبت به سازمان در ترديد است، مي گريزد و ديگري دوست رابط خود را كه وارد خانه شده است به اشتباه از پا در مي آورد.

پرستار شب 1366

وظيفه پرستاري از رزمنده اي زخمي به زن جوان مسيحي به نام ماري سپرده مي شود.پرستار احساس مي كند كه چهره مجروح برايش آشنا است.در طول مدتي كه وظيفه پرستاري از مجروح را به عهده دارد درصدد است تا به راز اين آشنايي پي ببرد. ماري با خواندن نامه هايي كه همراه رزمنده نزديكي بيشتري به او احساس مي كند. سير و سلوك در عوالم روحي ماري را به درك تازه اي از زندگي مي كشاند. جوان رزمنده فوت مي كند. ماري در مي يابد كه جوان حامل پيغام يكي از آشنايان او بوده كه در جبهه كشته شده است.

اجاره نشین ها 1365

يك واحد آپارتماني كه وارث آن نامعلوم است زير نظر مباشر مالك متوفاي خانه اداره مي شود. مباشر با همكاري دلال بنگاه معاملات املاك قصد تصاحب و فروش خانه را دارد و از تعمير اساسي آپارتمان سرباز مي زند. مستأجران كه به ماجرا پي برده اند براي چاره جويي با بنگاه رقيب، كه در همان منطقه است تماس مي گيرند و متوجه مي شوند كه حكم تخليه اي كه دريافت كرده اند، ‌به علت مجهول الوارث بودن ملك فاقد اعتبار است. مستأجران براي تعمير آپارتمان عده اي كارگر ساختماني را استخدام مي كنند. مباشر به آن ها اعتراض مي كند و كار تعمير متوقف مي ماند. در شبي باراني منبع بزرگ آب آپارتمان، كه بالاي پشت بام قرار دارد، سقوط مي كند و بساط همه را بر هم مي ريزد. روز بعد مأموران شهرداري به مستأجران اعلام مي كنند كه آپارتمان به اقساط به آن ها واگذار خواهد شد.

بازی تمام شد 1368

دو جوان با يك باند خريد و فروش ارز همكاري دارند. آن دو ساكي محتوي چهل و پنج هزار پوند را از هجوم مأموران در مي برند و وسوسه مي شوند كه ارز قاچاق را به جيب بزنند. اعضاي باند به تعقيب آن ها مي پردازند، يكي را به ضرب چاقو از پا در مي آورند، اما قبل از آن كه دست شان به ديگري برسد همگي در دام پليس گرفتار مي شوند.