عکسهای مراسم تقدیر از بازیگران و عوامل سریال فرات
این سریال در ادامه بچه مهندس۳ و موضوعاتی چون پهپاد RQ170 یا ازدواج و بیماری جواد جوادی ادامه پیدا میکند و جواد جوادی مژگان را فراموش میکند و با پسری به اسم بهروز آشنا میشود و باهم رفیق و همخونه میشوند و در همین حال عاشق دختر استادش در دانشگاه میشود (مرضیه) سپس به خواستگاری مرضیه میرود اما دکتر توفیقی به خاطر گذشته اش به او جواب رد میدهد و جواد ناراحت میشود ولی امیدش را از دست نمیدهد و در همین حین دکتر توفیقی پهپاد RQ170 را شکار کرده و در تلاش است که از طریق جواد جوادی و دوستانش به طور غیر مستقیم کمک بگیرد و در همین حال بی بی گوهر به دکتر توفیقی برای خواستگاری مرضیه برای جواد گیس سفیدش را گرو میگذارد و دکتر توفیقی قبول میکند در همین حین جواد همش سر درد داشت و ناگهان در پرواز هواپیما که کمک خلبان بود و در حال هدایت RQ170 هم بود متاسفانه سردرد میگیرد و سقوط می کند و بعد مدتی جستجو او و کاپیتان مظفری را پیدا میکنند و مدتی در بیمارستان بستری میشود ناگهان دکتر متوجه موارد مشکوکی در عکس سر او میشود و به بهروز میگوید باید ازمایش های بیشتری انجام شود تا بهتر بفهمیم موضوع چیست و پس از انجام آزمایش های مربوطه مشخص میشوند که جواد تومور مغزی دارد و درست شب قبل از عقد مرضیه و جواد درب خانه ی دکتر توفیقی زنگ میخورد و جواد همه چیز را بهم میزند در همین حال خلاف کار ها دنبال دکتر توفیقی و خانواده اش هستند که جواد و بهروز و بیبی گوهر به مشهد میروند و جواد در حرم مطهر اقا امام رضا (ع) جواد کفشش را گم میکند و بعد که پیدا میشود بر میگردد و بعد یکی از خادمان میبیند که جواد حال خوشی ندارد و میفهمد که مشکل جواد چیست و سپس به او یک کارت دکتر میدهد که در آن آدرس مطب پروفسور حسام است و پس از خواهش های بهروز و اطرافیان به دکتر می رود و متوجه میشود که دکتر همان خادم است و دکتر به او میگوید زمان طلایی برای درمان را از دست داده ای ولی امیدت به خدا باشد که من میتونم تو را عمل جراحی از توی بینی بکنم و جواد قبول نمیکند که بی بی گوهر همه چیز را به خانواده ی توفیقی میگوید و آنها راهی مشهد میشوند و مرضیه از جواد میخواهد که خود را عمل کند و جواد قبول میکند و عمل او خوشبختانه موفقیت آمیز بود که ناگهان جواد بر اثر سکته ی مغزی به کما میرود و مدتی بعد به هوش. می اید و بعد سایه که رئیس باند خلافکار ها بودند را دستگیر میکنند و ....
موضوع سریال وجدان درد داستانی فانتزی است که قضاوت آدم های مختلف را به خاطر اشتباهات ساده ، نشان می دهد .
این مجموعه اپیزودیک در ۳۷ قسمت ۴۵ دقیقه ای بر اساس داستان های واقعی و موضوعات قرآنی ساخته شده است
.
ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا میشود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش میشود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیدهای را پشت سر میگذارد.

سيامك راننده ميني بوس است. او تصميم مي گيرد در يك فرصت چند روزه، كارهايي را كه هميشه حسرت شان را داشته انجام دهد و در روز تولدش از دنيا برود.
عصرجمعه داستان زنی است به نام سوگند (رؤیا نونهالی) که با نوزادی از زندان آزاد میشود. در عصر یکی از روزهای پاییزی سوگند (رویا نونهالی) به همراه عموی خود (قدیر) از باغ باز میگردند. در بین راه عموی سوگند به او تجاوز میکند. پدر سوگند که از تجاوز برادرش به دخترش بی خبر است و به تازگی برادر خود (قدیر) را از دست داده، به دلایلی دخترش سوگند را از خانه بیرون کرده و سوگند هم به تهران میرود. سوگند در تهران به عنوان دختر فراری دستگیر شده و برای مدتی به زندان میفتد در زندان متوجه می شود که باردار است و دیگر برای سقط بچه دیر شده. مجبور میشود کودک را در فقر بزرگ کند و ۱۵ سال بعد از این اتفاقات درحالی که زندگی سوگند مقداری سروسامان گرفته خواهر او بنفشه (هانیه توسلی) که در دانشگاه تهران قبول شده به تهران رفته و به دنبال خواهرش سوگند میگردد و در آخر با پیگیری های زیاد منزل خواهرش را پیدا میکند و میگوید که پدرش در بستر بیماری افتاده و از کار خود پشیمان است. در همین حین که سوگند درحال توضیح دادن برای برنگشتن خود به شهرشان بود امید (مهرداد صدیقیان) از پشت در، در حال گوش دادن به مکالمه بین خاله اش و مادرش است، متوجه می شود که حاصل رابطه نامشروع و تجاوز عموی مادرش است و مادرش در تمام این سالها در مورد پدرش به او دروغ گفته، شدیداً تحت تأثیر قرار میگیرد و پس از درگیری خیابانی به کانون فرستاده میشود در آخر بنفشه او را متقاعد میکند که باید با این قضیه کنار آمده و مادرش را به خاطر دروغش ببخشد. درنهایت سوگند هم راضی میشود بعد از ۱۵ سال به شهرشان برگرد و به دیدار پدر مریضش برود.