برچسب رابعه مدنی

سبز به رنگ زمرد 1393

داستان مادر یک جاویدالاثری است که منتظر بازگشت فرزندش است. جنگ چند سالی است که به پایان رسیده است و مادر پیری در خانه اش بالای تپه مشرف به روستا و در کوران زمستان سوزناک در انتظار بازگشت فرزند مفقود الاثرش است. اتاق، وسایل و حتی مغازه پسرش را در روستا نگه داشته به امید آن روز که پسرش باز گردد. او به همین نیت چندین سال است که روضه ای برپا می کند و نذر می کند تا فرزندش به آغوشش برگردد. اما بارش برف زیاد و بسته شدن جاده مانع از ادای نذرش می شود. او نگران ادای دین اش است که از سوی مداح در راه مانده کسی خودش را به مجلس روضه پیرزن می رساند ...

خوشنام 1400

سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.

نوبت لیلی 1401

لیلی از طریق کتابی مرموز در می‌یابد که او و خانواده‌اش تاکنون در زمان و مکان‌های بسیاری زیسته‌اند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگی‌های زیسته معنا بدهد و ...

از سرنوشت 4 1400

سریال «از سرنوشت، فصل چهارم» داستان دو شخصیت با نام های «هاشم» و «سهراب» را روایت میکند که کودکی سختی را پشت سر گذاشته اند و حالا با چالش های عاطفی در کنار کارشان رو به رو هستند.

تابستان عزیز 1388

عزیز و نوه اش حمید ، بدون هماهنگی با خانواده، از همدان راهی مشهد شده، در مسافرخانه بهشت، اتاقی اجاره می کنند. عزیز سال ها در پی سفر به مشهد بوده و فرزندانش به دلیل درگیری های کاری و خانوادگی نتوانسته اند با او به سفر بیایند. حمید نوه ماجراجوی او تنها کسی است که با او همدست شده و به سفر آمده است. عزیز به دنبال زیارت و حمید پیگیر مسابقه فوتبال آخر هفته تیم پاس در مشهد است.

سپید به رنگ مروارید 1395

این فیلم داستان زندگی مادری است که فرزندش احمد سال هاست که زندگی نباتی دارد و او سال هاست که از خانه بیرون نرفته و از احمد مراقبت می کند. عروسی پسر دومش ایمان است ولی قصد دارد به خاطر احمد به عروسی نرود تا اینکه دختری به نام سحر به خانه آنها می آید و می گوید که احمد را بارها از ایستگاه اتوبوس روبروی خانه شان دیده و برای دیدنش آمده و چند روز بعد تعریف می کند که نامزدش را که بیمار بودهA رها کرده و به خارج از کشور رفته و پس از مرگش عذاب وجدان دارد و ...

روزی که مینا گم شد (تصویر گمشده) 1390

هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.