مکتب خانه غیرانتفاعی 1390
مکتب خانه غیرانتفاعی داستانی آموزشی با درون مایه طنز است.
مکتب خانه غیرانتفاعی داستانی آموزشی با درون مایه طنز است.
این سریال با محوریت قصه آدمهای مختلفی است که در زندگی چالشهایی برای آنها پیش میآید، اما این چالشها را با ایمان، توکل و آگاهی حل میکنند و داستانش پیرامون روایت و دلدادگی آدمهای مختلف به امام حسین(ع) است که در موکبی در ایستگاه راه آهن شلمچه میگذرد و به گفته کارگردان آن سعی شده تا با نگاهی نو و در یک لوکیشن واحد داستان این افراد بیان شود.
بره کشون درباره برهای است که متعلق به یک دختر روستایی است، این بره به اشتباه همراه دیگر گوسفندان به شهر آورده میشود، ورود این بره به خانوادههای مختلف ماجراهایی را به دنبال دارد.
این فیلم در مورد نوجوانی به نام نوید است که از مشکل کم رویی رنج برده و به خاطر این موضوع هیچ دوستی در مدرسه ندارد. او آرزو دارد همانند سعید که یکی از محبوبترین بچههای مدرسه میباشد، سر صف و در میان بچهها قرآن بخواند اما...
«مستوران» داستانی کهن در دوران صفویان و غزنویان را روایت می کند. ماجرایی که در آن با حمله قبیله وحشیان، کودکی به طرز مرموز دزدیده می شود و مادر داغدار می گردد. حال او به دنبال راهیست تا به هر قیمت کودکش را پس گیرد امّا موانع زیادی بر سراهش خواهد بود.
داستان سریال مهر خاموش به روایت زندگی یک خانواده در دو دهه از زندگی شان می پردازد. دهه ی اول به ماجرای ازدواج پدر و مادر خانواده به نام مسعود با بازی علی دهکردی و پریسا با بازی آتنه فقیه نصیری اشاره می کند که هر دو دانشجوی رشته پزشکی هستند و علارغم وجود اختلاف های بسیار هم از بعد مالی و طبقه ی اقتصادی و هم از بعد فرهنگی خانواده هایشان، با یکدیگر ازدواج کرده و صاحب دو فرزند به نام های مهران و مینو می شوند. داستان ادامه دارد تا اینکه جنگ بین ایران و عراق آغاز می شود…
مسعود به عنوان یک پزشک، در خصوص اتفاقات جبهه و جنگ احساس مسئولیت می کند و تصمیم می گیرد برای درمان رزمنده ها به جبهه برود. در مقابل آقای فتاحی، پدر پریسا که شخص ثروتمندی است، تلاش می کند پریسا را از ایران خارج کند. نهایتا پریسا تحت فشار پدرش، علارغم مخالفت مسعود تصمیم می گیرد از ایران خارج شود و همین باعث می شود این دو نفر از یکدیگر طلاق بگیرند…
این سریال درباره مادر و دختری است که بعد از ۳۰ سال یکی از همرزمان مرد خانهشان را که دچار فراموشی شده است، پیدا میکنند و برای اینکه به حافظه او دست پیدا کنند به ناچار وارد دوران جنگ میشوند.
اییزود اول: ایستگاه آخر، در مورد زنی است که در تدارک مراسم کفن و دفن شوهرش است که هنوز نمرده است. اپیزود دوم: ملاقات، حکایت غسال و گورکنی است که در تلاش برای ملاقات با یکی از مسئولان هستند. ملاقات میسر نمی شود تا این که خود مسئول به ملاقات آنها می آید، اما در غسال خانه. اپیزود سوم: چسب زخم، حکایت دختر و پسری روایت می شود که بهشت زهرا را به عنوان محل ملاقات انتخاب می کنند.