آقای بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید…
قطعا در میانِ سلبریتی جماعت، آدم درست و حسابی هم یافت میشود اما در اینجا مراد از سلبریتی آدمهای مشهوری هستند که به صرفِ شهرتشان به خودشان اجازه میدهند در هر حوزهای اظهار نظر کنند بیآنکه صلاحیتِ اظهارِ نظر در آن حوزه را داشته باشند. آدمهایی که سخنانشان اغلب پایه و مایهای ندارد و بیش از آنکه سودایِ حقیقت را داشته باشند به فکرِ خوشآمدِ مخاطبِ موردِ نظرشان هستند. البته آن نوشتۀ سراسر انتقادی با یک دریغایِ بلند همراه بود برای مردی که میتوانست سرمایهای برای این روزگارِ تهی از تفکر باشد. بگذریم. گفتم که عهد کرده بودم...تا این که چشمم به آخرین شاهکار جناب دکتر روشن شد:«من در زمینۀ دیپلماسی به بچههایِ میدان بسیار بیشتر اعتماد دارم تا دستگاه دیپلماسی غربزده و غربگرا». از همین «من» شروع میکنیم. امکان ندارد عبدالکریمی در گفت و گویی یا مناظرهای چند دقیقه حرف بزند و هفت- هشت- ده باری کلمه «من» را به کار نبرد. منِ عبدالکریمی میگویم... منِ عبدالکریمی میایستم... من روشنفکران را نمیبخشم...مردمِ من...من معتقدم...آنهایی که به منِ عبدالکریمی...همۀ حرفِ عبدالکریمی...من با همۀ آنهایی که...
