برچسب دفاع از حرم

خاطره‌ای جالب از امر به معروف کاروان‌های عروسی توسط یک بسیجی

شب میلاد امام حسین (ع) بود و ما در مسیر برگشت از هیئت بودیم. به منطقه‌ای رسیده بودیم که ماشین‌ها و کاروان‌های عروسی ظاهر مناسبی نداشتند. ناگهان پیشنهاد داد امر به معروف کنیم. من تعجب کردم و خواستم مانع شوم.

آن قدر خودش را مهیای شهادت کرده بود که وصیت‌نامه‌اش همیشه همراهش بود

مرا صدا زد از من و برادرم عذرخواهی کرد و طلب حلالیت داشت. کیف پولش را در آورد و تکه کاغذی به من داد. گفت که اگر زنده نماند آن کاغذ وصیت نامه‌اش است شانس با او بود و در بیمارستان که حالش بهتر شد از من آن تکه کاغذ تا شده را خواست...

یک شهید مدافع حرم که روی سپاه و سپاهی تعصب فراوانی داشت

از آرزوهایش بود که تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد را به سپاه برود. خوشش نمی‌آمد که سپاه را به عنوان شغل معرفی کنند و روی سپاه و سپاهی تعصب داشت. اگر کسی در سپاه می‌خواست استخدام شود، تشویقش می کرد و اگر کمکی بود، دریغ نمی‌کرد.