برچسب در رثای رهبران جان‌بخش

به جای کشتی حسین سوار تایتانیک شدیم!

آنقدر به روزمرگی افتاده‌ایم که متوجه جزئیات اطرافمان نیستیم. پدیده‌های کاملا متفاوت برایمان یکسان شده‌اند درحالی که هرکدام دنیایی حرف دارند. شاید مطالبی که در ادامه می‌خوانید به نوعی «تمرین خوب دیدن» و «تمرین تفکر» باشد که ما را به خودشناسی برساند.

نامیرای گمشده ما انسان ها

نخ شماره ۲۴ را برمی‌دارم. کدها را دوتادوتا نگاه می‌کنم و روی دار گره می‌زنم. زن‌عمو می‌گوید: نسیم تندتند کدها را می‌خواند و من هم تندتند خفت می‌زنم. من اما باید تنها خفت‌ها را کنار هم بچینم. گره‌ها وقتی قشنگ می‌شوند که منظم و مرتب شانه‌به‌شانه هم، دست‌به‌سینه بنشینند.

طنین نجوای لالایی در اصفهان

صدای «لایی لایی آروم آروم بخوابی، لالایی لالایی اما خیلی بی‌تابی، لالایی لالایی چشمات خیلی معصومه…» در سالن طنین انداخته و آغشته شده است به صدای گریه‌های مادران و نوزادانی که در بغل دارند و آن‌ها را آرام به این‌طرف و آن‌طرف تکان می‌دهند.

اراذل‌واوباش شناسنامه‌دار می‌شوند

فرارسیدن ایام محرم و دغدغه‌های برگزاری هرچه بهتر مراسم‌ عزاداری و همچنین موضوع‌های مختلف دیگر در حوزه نیروی انتظامی، سردار حمید علینقیان، فرمانده انتظامی استان اصفهان را که به‌تازگی بر این صندلی تکیه زده است، پای میز پرسش و پاسخ کشاند.

رقابت غیرممکن یک طرح پنج‌ساله با یک رویداد چهل‌ساله

نمایشگاه بین المللی کتاب از لحاظ تبلیغات قابل قیاس با هیچ طرحی همچون نمایشگاه‌های فصلی یا استانی نیست. به همین دلیل، تبلیغات فروش مجازی در بازار کتاب را نیز که نهایتاً پنج سال از عمرش می‌گذرد، نمی‌شود با تبلیغات نمایشگاه کتاب مقایسه کرد.