برچسب داریوش اسدزاده

ناگفته ای از انتخابات مجلس پانزدهم به روایت داریوش اسدزاده

در آن دوره از شهریار دو نفر کاندید بودند: یکی سید محمدصادق طباطبایی فرزند آیت الله سید محمد طباطبایی رهبر نامدار مشروطه که وابسته به دربار بود و دیگری بهاء الدین کُهبد از ملّاکان بزرگ منطقه که از عوامل احمد قوام به شمار می‌رفت..

رنج‌ های آقای بازیگر!

اگر نهاد‌های مسئول از جمله وزارت ارشاد و تشکل‌های صنفی مربوطه، در این روز‌های تلخ از او وامثال او سراغی نگیرند، حضور نمایشی و تشریفاتی ایشان در مراسمات بعدی، چه گرهی را خواهد گشود؟

در آستانه یک قرن!

همیشه می‌گفت: "دلم می‌خواهد یک قرن را ببینم" که تقریبا به تمنای خویش دست یافت. از این عمر دراز، تنها در پانزده سال واپسین با یکدیگر اُنس یافتیم. آشنایی با او نیز به سیاق بسیاری دیگر، از سربند کار مطبوعاتی پیش آمد...

پدرم مرا به دلیل علاقه به بازیگری از منزل بیرون کرد!

یک ماه از رفتنم به هنرستان هنرپیشگی نگذشته بود که پدرم ماجرا را فهمید! قبل از آن هر بار که از مادرم پرسیده بود که کجا هستم؟ مادرم گفته بود: رفته با دوستانش درس بخواند! پدرم وقتی موضوع را فهمید، مرا از خانه بیرون کرد و من هم به خانه عمویم رفتم. بعد از ۱۵ روز پدر رضایت داد که به خانه برگردم، ولی دیگر رابطه‌اش با من مثل سابق نبود. کاملاً مشخص بود که از من قطع امید کرده! می‌گفت: کار تئاتر و نمایش عاقبت ندارد!

بیرون از بهشت 1385

در روایتی پلیسی، مهندس کلامی، رئیس حفاظت منابع طبیعی به قتل می‌رسد؛ پس از آن سرگرد ابراهیم نامدار که در گذشته دوستی دیرینه‌ای با او داشته است، برای پیگیری این پرونده مأموریت یافته و در تحقیقاتش در می‌یابد که افراد باند مافیای زمین و درخت، در قتل کلامی دست داشته‌اند و...

یه قندون نشاط 1389

دختر ثروتمندی تصمیم می گیرد برای دلخوشی خدمتکارش جشن تولدی برایش بگیرد، مهمانان زیادی دعوت می کند که در جمع آنان مرد خیری پیدا می شود که تصمیم می گیرد به آنها کمک کند این جریان باعث به وجود آمدن اتفاقات جالبی می شود که...