آقای قاضی! عکس شوهرم را در گوشی دختران باشگاه دیدم؛ او به من خیانت می کند؛ برای گوشی اش رمز گذاشته
به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: بعد با صدایی که سعی میکرد جلب توجه نکند، گفت: «یلدا جان لطفاً صبر کن فقط چند دقیقه اجازه بده حرف بزنیم اگر قانع نشدی برو دادگاه.»
اما دختر که انگار صدای او را نمیشنید وارد ساختمان شد و به طبقه دوم رفت. به محض ورود به یکی از شعبهها مدیر دفتر قاضی با نگاهی به ابلاغیه او با هماهنگی قاضی شعبه این زوج را به داخل اتاق قاضی راهنمایی کرد. قاضی نگاهی به آنها کرد و گفت: «خب تعریف کنید چرا میخواهید طلاق بگیرید؟»
یلدا از جای خود بلند شد اما قاضی گفت: «دخترم بنشین و با آرامش ماجرا را تعریف کن.»
او هم روی صندلی نشست و گفت: «حدود یک سال قبل با این آقا آشنا شدم. با پدرم به نمایشگاه خودروی پدرش رفته بودیم تا خودرو بخریم که از همانجا آشنا شدیم و بعد هم ازدواج کردیم. اما چند ماه بعد فهمیدم او با دخترهای دیگری هم ارتباط دارد.»
