برچسب خواهر شهید

حسین و همکلاسی‌هایش راه بهشت را پیدا کرده بودند

حسین به مدت ۱۲ سال مفقود بود و در این ۱۲ سال مرحوم مادرم و خانواده خیلی زجر کشیدند. در این مدت پیام‌ها و شایعات گوناگونی به ما می‌دادند؛ مثلاً بعضی از آشنا‌ها می‌گفتند: «صدای حسین را از رادیو عراق شنیدیم» هر شب مادرم می‌نشست تا ساعت دو نصف شب به رادیوعراق گوش می‌کرد شاید خودش موفق شود نام حسین را بشنود

قید وزارت خارجه وشرکت نفت را زد و راهی جبهه شد

محسن چند سال قبل از شهادتش می‌خواست در شرکت نفت استخدام شود. کار‌های گزینشش هم درست شده و در شرف استخدام بود، اما خودش نپذیرفت و به شرکت نفت نرفت! وقتی از او پرسیدیم چرا این شغل را قبول نکردی؟ گفت همه مراحل استخدام را پشت سر گذاشته بودم، ولی شرط گذاشتند باید کراوات بزنی. من اگر بمیرم هم کراوات نمی‌زنم